مردی به #دندان_پزشک خود تلفن می کند و به خاطر وجود حفره ب

مردی به #دندان_پزشک خود تلفن می کند و به خاطر وجود حفره بزرگی در یکی از دندان هایش از او وقت می گیرد.
موقعی که مرد روی صندلی دندان پزشکی قرار می گیرد، دندان پزشک نگاهی به #دندان او می اندازد و می گوید: نه یک حفره بزرگ نیست! خوردگی کوچکی است که الان برای شما پر می کنم.
مرد می گوید: راستی؟ موقعی که زبانم را روی آن می مالیدم احساس می کردم که یک حفره بزرگ است.
دندان پزشک با لبخندی بر لب می گوید: این یک امر طبیعی است، چون یکی از کارهای #زبان #اغراق است!

نگذارید زبان شما از افکارتان جلوتر برود

@narengotoranj
دیدگاه ها (۲)

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در خواستی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 21چند روز از ورود چویا و سلیا به...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت اول: دوست‌پسر خطرنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط