{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی باید یه نقطه بزاری . . .

گاهی باید یه نقطه بزاری . . .

باز شروع کنی. . .

باز بخندی . . .

باز بجنگی . . .

باز بیُفتی و محکمتر پاشی . . .

گاهی باید یه لبخندِ خوشگل به همه

تلخی ها بزنی . . .

و بگـی . . .

مرســــــــــی که یادم دادین

جز خودم هیچ کسی به دادم نمیرسه !
دیدگاه ها (۱)

لبخند بزنی و فرار کنی از خود واقعیت از حال واقعیت از شرایط م...

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:16باید چیکار کنم؟(سه روز...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

رمان عشق ممنوع

چندپارتی تهیونگ

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

پارت۱۵پرورشگاهorphanageا.ت:خوشبختم لی ا.ت میتونین ا.ت صدام ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط