عشق سبز و صورتی

پارت ۳
آنیا: سلام بابا سلام مامان آنیا اومدددد
لوید: سلام دخترم
یور: سلام عزیزم خوش آومدی ☺️☺️
لوید:برو بلاسات رو عوض کن بعد بیا غذا بخور
آنیا: باشه
(فردا صبح)
لوید: آنیا پاشو دیگه دیرتر میشههه از اتوبوس جا می مونی ها
آنیا با ی لحن خواب‌آلود: باشه
آنیا لباساش رو میپوشه ومیره مدرسه
(توی مدرسه)
بکی: سلاممم آنیااا چانننن
آنیا: سلام بکییی
ذهن دامیان: تس این احمقا رو ببین آنیا چقدر امروز بانمک شده
آنیا از دامیان دور بود برای همین نتونست ذهنش رو بخونه
هندرسون: بچه برید سر کلاس هاتون
همه بچه ها: چشم سنسی
(سر کلاس)
هندرسون: بچه امروز آزمایش علوم داریم به گروه های دو نفره تقسیم بندی می شید گروه اول بکی بلکبل و الکس مارتین
گروه دوم رومنس میدگار و کنی کیتس
گروه سوم آنیا فورجر و دامیان دزموند
و...
بکی از اون طرف: بالاخره دوتا مرغ عاشق به هم میرسن 😍😍😍
دامیان و آنیا ی نگاهی به هم کردن و با عصبانیت گفتن: چیییی.سنسی گروه بندی رو عوض کنید
هندرسون: ساکت گروه بندی عوض نمیشه
دامیان: هی کله صورتی بیا اینجا می‌خوایم آزمایش انجام بدیم
آنیا: هیی منو این جوری صدا نکن تا درست صدام نزنی نمیام
دامیان: هییی آنیا بیا اینجا می‌خوایم آزمایش انجام بدیم
آنیا: باشه
آنیا و دامیان زود تر از همه آزمایش رو انجام دادن و نفر اول شدن
آنیا از ذوق دست های دامیان رو گرفت و بالا و پایین می‌پرید
دامیان که سرخ شده بود: چ..چته ف.فقط ی آزمایش رو نفر اول شدیم 🍅🍅🍅
ذهن دامیان: چقدر وقتی ذوق می‌کنه خوشگل میشه🍅🍅
آنیا ذهن دامیان رو خوند و: 🍅🍅🍅ببخشید
دامیان: هی دیوونه چرا معذرت خواهی میکنی🍅🍅
(زنگ ناهار)
آنیا: بکی آنیا املت برنج میخواد
بکی: منم اسپاگتی می‌خوام
آنیا ویکی غذاشون رو گرفتن و می خواستن برن بشینن که آنیا دید که دامیان تنها نشسته
ذهن آنیا: چرا پسر دوم تنها نشسته؟ پس نوچه هاش کجان؟
آنیا رفت طرف دامیان و گفت: میشه اینجا بشیم؟
دامیان: ا.اره
ذهن دامیان: چرا اون اومده اینجا نشسته؟ نکنه چون دیده تنهام اومده اینجا
دامیان: چرا اومدی اینجا نشستی؟
ذهن آنیا: چون که دیدم تنهایی
آنیا : همینطوری فقط خواستم ی تنوع توی جای نشستنم بدم
دامیان: آها باشه
که یهو....



خوب بچه‌ها اینم از پارت ۳ ببخشید اگه دیر به دیر پارت میزارم چون درگیر این امتحانا هستم امید وارم درک کنیم
خیلی دوستون دارم حتماً نظرتون رو توی کامنتا بگید و اگه خوشتون اومد لایک و حمایت کنید ممنون😘❤️
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]لوید : انیا عزیزم پاشو دیرت میشه...

عشقی حقیقی

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

پازت ۱۴بعد از مدرسه دامیال منتظره انیا هست و انیا میرسه دامی...

عشقی حقیقی

طلسم چشای بانمکت/p22/فصل۲

بکی:تابه حال پسری رو بوسیدی؟😘🍅🍅🍅:ای..ن🍅..چ..ه چه ..سو..ا..لی...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

P6F2و بعد بکی قطع کرد انیا که هیچی نفهمیده بود برگش روبه دام...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۵****آنچه گذشت؛**ایلا با نقش کشیدن خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط