قسمت نهم | دخترهای کلاس آوید

فاطمه

فاطمه دختری پرجنب‌وجوش و زودجوش بود. خیلی زود عصبانی می‌شد و معمولاً در اختلاف‌ها طرف ساناز را می‌گرفت. او از دوستان نزدیک ساناز بود و گاهی بدون فکر کردن حرف‌هایی می‌زد که برایش دردسر درست می‌کرد.

ستایش

ستایش دختری منطقی و اهل فکر بود. قبل از هر کاری خوب فکر می‌کرد و دوست نداشت بی‌دلیل وارد بحث و دعوا شود. معمولاً سعی می‌کرد اتفاقات را با آرامش و از روی منطق بررسی کند.

نفس

نفس دختری شکاک و کمی بدگمان بود. به‌راحتی به دیگران اعتماد نمی‌کرد و همیشه درباره‌ی رفتار اطرافیانش کنجکاو بود. گاهی حتی از اتفاقات ساده هم برداشت‌های متفاوتی می‌کرد.

زنگ کلاس هنوز به صدا درنیامده بود و معلم مشغول توضیح درس بود.

هیچ‌کس نمی‌دانست روزهای آینده‌ی مدرسه آوید قرار است چه ماجراهایی را برای این دخترها رقم بزند...
دیدگاه ها (۰)

قسمت هشتم | کلاس چهارم آوید

دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پارت ۱۲ — چیزی که قرار نبود شروع شودبعد از آن روز، چند هفته ...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

𝐀𝐁𝐎𝐔𝐓 𝐊𝐀𝐋𝐈𝐑𝐀سلام.فکر کردم بد نباشه قبل از اینکه بیشتر از نوش...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط