Why?p¹⁰

حالم خیلی بد بود اصلا نمیدونم چم بود
جولیا:چرا بهش گفتیییی
لیا:خب چی باید میگفتم باید میگفتم جولیا عاشق توعه
جولیا:لیا دیگه نمی بخشمت یه شانس داشتم اونم از دست رفت
لیا:خب گفتم ولش کرده
جولیا:خو بد ترررر
(ویو جولیا)
دیدم مادرم داره صدامون میکه برای ناهار
به لیا گفتم بریم اونم گفت بریم
رفتم یه آب زدم دست و صورتم
رفتم پایین به عموم و زن عموم سلام کردم
اوناهم به من سلام کردم
م/ک:جولیا جان معرفی نمیکنی؟؟
جولیا: این لیاعه دوست صمیمیم
م/ک:آها خوشوقتم
کوک:(یهو از سره سفره بلند شد رفت)
م/ک:بچها این چش بود؟
جولیا:نمیدونم
پ/ک:کوک همین جوری الکی اینجوری نمیشه
م/ج:جولیا بر سراغش
جولیا:چشم رفتم سراغش دیدم داره گریه میکنه
جولیا:ک...کوک
کوک:تو چرا اینجایی
جولیا:چون دیدم رفتی امدم سراغت
کوک:چیزی نیس
جولیا:بیا بریم الان زیر بارون خیس میشی
کوک:بزار بشم مهم نیس
جولیا:کوک بگو چی شده به خدا دارم جون به لب میشم
کوک:مهم نیس
جولیا:اگه منو دوست داری بگو
کوک:دوستت که دارم ولی
جولیا:چییییی دوستم داری
کوک:ینی معلوم نبود
جولیا:کوک با من شوخی نکن
جولیا:ما هممون میدونیم که تو یونا رو خیلی دوست داری و هنوز هم داری دنبالش میگردی
کوک:اون ماله قبلاً من الان میخوامت
جولیا:کوک تو یه بار قلبه منو شکوندی دیگه اصلا بهت اعتماد ندارم
کوک:جولیا دارم میگم اون ماله قبله من الان دوستت دارم من الان عاشقتم من الا میخوامت
جولیا:.....
دیدگاه ها (۰)

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

عشقی حقیقی

#برادر ناتنی من

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

چند پارتی یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط