(لطفاً حمایت کنید ♥️)

(لطفاً حمایت کنید ♥️)

نام: سرنوشت لیا

P:10

(ویو لیا)

حالم خوب نبود سرم خیلی درد میکرد

لینو: لیا

لیا: بله

لینو: من ازت معذرت میخوام واقعا منو

ببخشید جلو همه بهت گفتم پرورشگایی

خواهش میکنم منو ببخش من یهو اون

لحظه هیچی به ذهنم نرسید هرچی به

زبون اومد بهت گفتم ببخشید واقعا

لیا: اشکال نداره هعییییییی

یهو اون مرده اومد و گفت

مرده : سلام

لینو: سلام و زهره مار بیا دستامو باز کن

مردیکه ی کثیف

اون مرده: خفشه و یک لحظه

و روب من گفت سلام خوشگله چطوری

لینو: خفه شووو

لیا: چی میگی برو گمشو مردیکه ی

کثیف تو بودی زدی تو سر من

اون مرده: میخواستی مقاومت نکنی

لینو: یعنی چی مقاوت نکنی چی داری میگی مردیکه

یهو اومد تو قفس من اومد طرفم

گفت اماده باش و اومد گردنمو داشت

مارک مینداخت

لینو: هویییییییی مردیکه داری چیکار میکنی

لیا:. ولم کن یکی نیست کمکم بکنه

کمک کمک کمک کمک کمک کمک کمک

اون مرده: خیله خب میزارمت برا بعدا

لینو: چی داری میگی مردیکه کثیف حیف

که دستام بستست

اون مرده: هروقت باز شد بیا و

(خندیدو رفت)

لینو: حالت خوبه

لیا: نههههه

لینو: گریه نکن عزیزم حیف که دستام

بستست وگرنه خفش میکردم

چی لینو بهم گفت عزیزم هعییی چمیدونم

لیا: هعییییییی

تا شب همینجوری بودیم من دیگه خوابم

برد وقتی بیدار شدم صبح بود به لینو

نگاه کردم بیدار بود داشت به زمین نگاه میکرد

لیا: صبح بخیر

لینو: عه بیدار شدی البته ظهر بخیر

لیا: تو از کجا میدونی

لینو: مگه خورشید ساعت ۵:۲٠ دقیقه طلوع نمکنه

لیا: چرا

لینو: از اون موقع ۷یا۸ ساعت گذشته

لیا: اها تو ساعتارو میشماری

لینو: شاید

لیا: آیوووووووووو
***

(ویو لینو)

لیا: آیوووووووووو

لینو: یسسسسسسس

لیا: (خنده)

واییییییی لیا چقدر قشنگ میخنده

وقتی میخنده قند تو دلم اب میشه مخصوصا

برای اون چاله گونه هاشش واییییییی من

چاله گونه هاشش............... 🙂

ادامه دارد:❤

راستی بچه ها حمایتاتون خیلی کم شده و من ناراحت هستم گه اینجوری پیش بریم من نمیتونم ادامه بدم یکم حمایت کنید تا منم بتونم براتون پارت بزارم شما (البته اونایی که حمایت نمی‌کنند) شرطا قبلیو نرسوندین و من الان گذاشتم ..... بعدشم من قرار هست که یک فیک جدید بزارم ولی با کارهای بعضیاتون و حمایتشون نمیتونم ولی من مهربونم پس شماهایی که حمایت نمیکنید یکمم حمایت کنید

شرایط برای پارت بعد👇

لایک:۷

کامنت:۱۲ (خوشحال میشم یدونه کامنتم بزاری)

(خواهشن شرطارو برسونید)

#فیک#رمان
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

From hate to lovePart:10دیدم لیا تکیه داده به ماشینش و منتظ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

چند پارتی

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

P7 .MY GOOD MISTAKE.

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟗« قراره بزودی ببینمت با زندگی خوبت خداحاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط