{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره-ای از همکار سابق

اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره-ای از همکار سابقش می-گوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.
اکبرعبدی می-گوید:
«یک روز سر سریال بودیم.
هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می-خوری؟!
گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم: آره.
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت.
من فقط دوستش داشتم!
دیدگاه ها (۵)

چه خوش خیال است! فاصله را می گویم!! به خیالش تو را از من دور...

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط بر...

طرز تفکر یک سگ: این آدما به من غذا میدن، نوازشم میکنن، دوسم ...

ﭼﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﺭﺍ ﻣﻴﮑﺸﻴﻢ... ﺁﻩ ﺭﺍ ﻣﻴﮑﺸﻴﻢ... ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﻴ...

خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی که خواندن آن خالی از لط...

داستان جالب از : اکبر عبدی و حسین پناهی اکبرعبدی می‌گ...

اکبرعبدی می‌گوید:یک روز سر سریال با "حسین پناهی" بودیم. هوا ...

اکبر عبدی میگفت :یک روز سر سریال با "حسین پناهی" بودیم ، هوا...

به بهانه سالروز پرکشیدنحسین پناهی عزیزاکبر عبدی میگفت :یک رو...

اکبرعبدی: ی روزسرسریال با"حسین پناهی"بودیم. هوا سردبوداز ماش...

⚘اکبرعبدی می‌گوید:⚘یک روز سر سریال با مرحوم حسین پناهی بودیم...

اکبر عبدی می گوید : یک روز سر سریال بودیمو هوا هم خیلی سرد ب...

🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 #آموزنده📝 اکبرعبدی می‌گوید:یک روز سر سریال با ...

خاطرۀ اکبرعبدی از #حسین_پناهی🌿یک‌روز سر سریال بودیم. هوا هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط