{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجبازی

لجبازی
P10
سایان دست یونا رو گرف رفتن
رسیدن خونه
س: یااااا اونی از جلو چشام تکون نمیخوریاا
ی: باشه بابا
س: من گشنمه بیا بریم یچی درست کنیم بخوریم
ی: باشه بریم
سایان و یونا کیمچی و بیبیمباپ درست کردن مشغول خوردن شدن
ی: عومم خوشمزه شده
س: اهوممم
س: اونییی( با یه لحن موزیانه)
ی: یا خدا باز چ نقشه ایی داری ها؟
س: خوشم میاد میشناسی منو
ی: معلومه خب حالا بگو
س: من میخام کوک و یکم اذیت کنم حرصش بدم پس برای فردا شب بریم‌بار با یه لباس خیلی باز😈
ی: سایان شی مرض داری بخدا ۳ قلو حامله میشیم😐
س: یاااا نمیشیم من میخام برم باید کوک و حرص بدم اذیتش کنم
ی: باشه بابا
غذاشون رو خوردن رفتن بالا
سایان یه لباس با یونا نشون داد ک مشکی جذب بود سر شونه هاش تا خط سینه باز بود وسطش هم باز بود تا بالای زانو
کلا بدن سایان و به نمایش میزاش
ی: فقط نگو ک میخای اینو بپوشیییی؟
س: چرا اتفاقا میخام اینو بپوشم
ی: چیییی بد بخت میشییییی
س: یااااا مهم نی
ی: یونا هم‌از کمد سایان یه لباس مشکی تا یکم بالا زانو بقیه قایقی پیدا کرد
س: خوبه ها ولی مال من خیلی باز ترع
ی: بچه هاتو من نگه نمیدارم
س:🤣🤣
تهکوک
ته: وای حوصلم سر رفته چ کنیم کوک
ک: بیا فیلم ببینم راستی فردا شب بریم یکم بار خیلی وقته نرفتیم دوتایی
ته: اره حتما بریم
تهکوک مشغول خوردن و فیلم دیدن بودن ک یهو خابشون برد رو همون مبل
سایان و یونا هم تا خود صب بیدار بودن حرف میزدن میخندیدن خوراکی میخوردن
ساعت ۱۲ ظهر
س: پدصگگگگگ پاشوووو دیگههه
ی: بزار یکم دیگه بخابممممم
س: پاشوووو
ی: باشه بابا
سایان رف پایین یکم پنکیک شکلاتی درست کرد میز چید تا یونا هم اومد
ی: اوممم چ بوی خوبییی اونی مرسیی
س: خاهشش بیا بخوریم
مشغول خوردن شدن
س: ساعت ۷ میریم بار
ساعت ۴ شد
س: من برم یه دوش بگیرم بیام روتین انجام بدم سشوار و اینا تا آماده میشیم ساعت میشه ۷
ی: باشه منم همه اینارو تو اون اتاق انجام میدم
س: اوکی
سایان و یونا رفتن ساعت ۶ و نیم اومدن بيرون
سایان یه دوش ۳۰‌مینی گرف اومد بیرون اول موهاشو خشک کرد بعدش روتین پوستی انجام داد بعد موهاشو سشوار کشید صاف کرد لباسشو پوشید خیلیییییییی بدن نما بود
یه ارایش غلیظ و عطر تلخشو زد کفش پوشید و رفت بیرون
یونا با دیدن سایان تعجب کرد
ی: واوو خیلی جذاب و سکسی شدی😍😀😂
س: تنک توعم خیلی خوب شدی
خب دیگ کم کم‌ بریم
ی: بریم اونی
یونا و سایان رفتن یه گوشه نشستن و ویسکی سفارش دادن حسابییییی میخوردن و مست بود
ک یهو تهکوک نشسته بودن ک ته گف
ته: کوک کوککک
ک: چیه
ته: اون یونا و سایان نیستننننن؟
ک: ودف خودشونن این چ لباسیه سایان پوشیده هاااا؟
ی: واییی میخام برم با اون آقا خوشتیپه برقصمم( اشاره به ته با حالت مستی)
س: اخ اره منم با بغلش دستش لامصب چ هات و جذابیه( اینم اشاره داره به کوک با حالت فوق مستی)
ی: بریم تو کارش 😉
س: بریم
تهکوک خاستن بیان سمت دخترا ک دیدن خودشون دارن میان
ی: آنیوو من یونا هستمم مستر افتخار یه رقص میدید؟
ته: ودففف یونا حالت خوبه چقدر خوردی ها؟؟؟
ی: شما منو میشناسی؟
ته: یااااا من تهیونگممم شوهرت
ی: من مجردممم( مستی)
ته: این چ لباسایی و پوشیدی ها کی بهت اجازه داده اینجا بیای؟
ی: یااا لباسم مگه چشه دوس دارممم
ته: یه دوس دارمی بت نشون بدم
سایان..........
پارت بعدیییی ها ها
دیدگاه ها (۰)

لجبازی P11ویو سایان با حالت مستی رفتم سمت اون پسره یکم اشنا ...

لجبازی P12ویو سایان تو راه هیچ حرفی نمیزدیم کم کم داش یادم م...

لجبازی P9ک: بیبی چطوری حالت خوبه؟؟س: من چرا قش کردم چم شد؟ک:...

لجبازی P8سایان و یونا داشتن تو قدم میزدن ک یهو تهیونگ یونا ر...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط