آغوش ممنوعه

آغوش ممنوعه

#part85

از زبان سعید

زنگ زدم به فرهاد جواب نداد
نگران نفس بودم اگه اتفاقی براش بیوفته چی

چیکار کنم بلندشدم و رفتم جلوی آینه دستی به موهام کشیدم
از پله ها رفتم پایین

گوشیم پیام اومد آراد بود

+سعید کارمون تموم نشده تو گفتی مریم مال من که من همه اموالو بخشیدم به پدر نفس ولی ماری میگه که نامزد توعه پس من دیگه بیخیال نفس نمیشم

_نه صب کن آراد فرصت بده راضیش میکنم

+ولی اون تورو میخواد

_نه من ماری رو میشناسم فرصت بده

کلافه دستی به صورتم کشیدم و با آراد تماس گرفتم....
دیدگاه ها (۷)

وقتی بچه دارین ولی .. . گوشی رو سر جاش گذاشتم و با بیچاره گی...

پارت ۳ ویو ا.ت حس میکردم کمی آروم تر شدم نمیدونم اگه جین کنا...

انتقام در لباس عشق:)پارت 3(ویو چه‌وون)هنوز از اتاق تهیونگ بی...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

پارت ۷۳ خونه ماری**بابای م: نخوابیدی؟ مامان م: بخوابم؟؟ عین ...

💦رمان زمستان💦 پارت 57

نام رمان :یک گل بین صد گل خار دارشروع؛ صب شده بود و هوا بار...

• Wild rose cabaret •#part69#leorezaرفتم پایین روی مبل دراز ...

رمان:#معشوقه_استاد#پارت_۱۵۵-دوست دارم وقتی چشممو باز میکنم ا...

#بیست_نهوقتی رسیدیم خونه ماشینو بردم تو برگشتم که سوار شم دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط