آغوش ممنوعه
آغوش ممنوعه
#part85
از زبان سعید
زنگ زدم به فرهاد جواب نداد
نگران نفس بودم اگه اتفاقی براش بیوفته چی
چیکار کنم بلندشدم و رفتم جلوی آینه دستی به موهام کشیدم
از پله ها رفتم پایین
گوشیم پیام اومد آراد بود
+سعید کارمون تموم نشده تو گفتی مریم مال من که من همه اموالو بخشیدم به پدر نفس ولی ماری میگه که نامزد توعه پس من دیگه بیخیال نفس نمیشم
_نه صب کن آراد فرصت بده راضیش میکنم
+ولی اون تورو میخواد
_نه من ماری رو میشناسم فرصت بده
کلافه دستی به صورتم کشیدم و با آراد تماس گرفتم....
#part85
از زبان سعید
زنگ زدم به فرهاد جواب نداد
نگران نفس بودم اگه اتفاقی براش بیوفته چی
چیکار کنم بلندشدم و رفتم جلوی آینه دستی به موهام کشیدم
از پله ها رفتم پایین
گوشیم پیام اومد آراد بود
+سعید کارمون تموم نشده تو گفتی مریم مال من که من همه اموالو بخشیدم به پدر نفس ولی ماری میگه که نامزد توعه پس من دیگه بیخیال نفس نمیشم
_نه صب کن آراد فرصت بده راضیش میکنم
+ولی اون تورو میخواد
_نه من ماری رو میشناسم فرصت بده
کلافه دستی به صورتم کشیدم و با آراد تماس گرفتم....
- ۲۲۹
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط