دختر رئیس جمهور پارت ۱
سلام من ا.ت هستم ۲۱ سالمه و من دختر رئیس جمهور کره هستم یون سوک یول البته دختر ناتنیش هستم و فردا قراره تمام افراد مشهور کره رو به یه مهمونی دعوت بکنه همه دخترای مدرسم بهم حسودی میکنن چون انقدر پول داریم و منم اصلا بهشون اهمیت نمیدم امروز هم روز آخر مدرسم بود و خسته و کوفته از مدرسه برگشتم
ا.ت. سلام اجوما
اجوما. سلام دخترم
رفتم تو اتاقم و درو بستم و لباسم رو در آوردم و رفتم یه دوش گرفتم و برگشتم خودمو خشک کردم و موهام رو با سشوار خشک کردم و لباس راحتی پوشیدم و یه رژلب صورتی زدم و رفتم طبقه پایین و نشستم رو مبل و زدم کانال فیلم مورد علاقم و سریال مورد علاقم قسمت آخر بود واییی چه رمانتیکهه یعنی فردا قراره چاوون او رو ببینم واییی ننه
اجوما. دخترم بیا ناهار بخور
ا.ت. باشه صبر کن
ا.ت. ایششش چه زود تموم شد
هیجیون. غرغرو(برادرش)
ا.ت. ببند نکبت
هیجیون. تویی و جدو آبادت
ا.ت. به بابا میگم
هیجیون. به چپم
ا.ت. بیتربیت
هیجیون. تویی
ا.ت. گوه نخور
اجوما. بسته
رفتیم و ناهار خوردیم و بعد ناهار رفتم کولر اتاقم رو روشن کردم و پتو رو کشیدم رو سرم و یه نگاه به عکسه مامانم کردم و خوابیدم (مامانش مرده بود)
...
هیجیون. بلند شو خرس گیریزلی ساعت ۷ غروبه
ا.ت. ها...چی شد مردی
هیجیون. چرتو پرت نگو بلند شو هرزه
با پا زدم تو شکمش و سریع فرار کردم و اومد دنبالم
هیجیون. بگیرم زندت نمیزارم
یو.بشینین
ا.ت. پ..پدر کی اومدین؟
هیجیون. مگه کوری همین الان
ا.ت. تو ببند کسی با تو نبود
و..
ا.ت. سلام اجوما
اجوما. سلام دخترم
رفتم تو اتاقم و درو بستم و لباسم رو در آوردم و رفتم یه دوش گرفتم و برگشتم خودمو خشک کردم و موهام رو با سشوار خشک کردم و لباس راحتی پوشیدم و یه رژلب صورتی زدم و رفتم طبقه پایین و نشستم رو مبل و زدم کانال فیلم مورد علاقم و سریال مورد علاقم قسمت آخر بود واییی چه رمانتیکهه یعنی فردا قراره چاوون او رو ببینم واییی ننه
اجوما. دخترم بیا ناهار بخور
ا.ت. باشه صبر کن
ا.ت. ایششش چه زود تموم شد
هیجیون. غرغرو(برادرش)
ا.ت. ببند نکبت
هیجیون. تویی و جدو آبادت
ا.ت. به بابا میگم
هیجیون. به چپم
ا.ت. بیتربیت
هیجیون. تویی
ا.ت. گوه نخور
اجوما. بسته
رفتیم و ناهار خوردیم و بعد ناهار رفتم کولر اتاقم رو روشن کردم و پتو رو کشیدم رو سرم و یه نگاه به عکسه مامانم کردم و خوابیدم (مامانش مرده بود)
...
هیجیون. بلند شو خرس گیریزلی ساعت ۷ غروبه
ا.ت. ها...چی شد مردی
هیجیون. چرتو پرت نگو بلند شو هرزه
با پا زدم تو شکمش و سریع فرار کردم و اومد دنبالم
هیجیون. بگیرم زندت نمیزارم
یو.بشینین
ا.ت. پ..پدر کی اومدین؟
هیجیون. مگه کوری همین الان
ا.ت. تو ببند کسی با تو نبود
و..
- ۳.۹k
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط