𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆
𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆
Part 7
صبح روز بعد
آرین با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار شد
چند لحظه به صفحه گوشی نگاه کرد و بعد تماس رو رد کرد
هنوز نمیتونست با افرادش مستقیم ارتباط داشته باشه و این موضوع حسابی کلافهاش کرده بود
از اتاق بیرون رفت و به سمت سالن صبحانه حرکت کرد
جونگکوک پشت میز نشسته بود و مشغول خواندن چند برگه بود
با دیدن آرین برگهها رو کنار گذاشت
صبح بخیر
آرین روی صندلی نشست
صبح بخیر
جونگکوک به فنجون قهوه اشاره کرد
قهوه میخوری؟
آره ممنون
چند دقیقه بعد خدمتکار صبحانه رو آورد
آرین مشغول خوردن شد که جونگکوک گفت
امروز باید چندتا کار بیرون از عمارت انجام بدم
آرین سرش رو بالا آورد
خب؟
میخواستم بدونم دوست داری باهام بیای یا ترجیح میدی اینجا بمونی
آرین کمی فکر کرد
اگه مزاحمت نیست میام
جونگکوک لبخند زد
مزاحم نیستی
بعد از صبحانه هر دو آماده شدن و به سمت ماشین رفتن
در مسیر جونگکوک چند تماس کاری داشت و آرین هم بیشتر وقتش رو به تماشای خیابون گذروند
وقتی ماشین جلوی ساختمونی بزرگ توقف کرد جونگکوک رو به آرین گفت
یه جلسه کوتاه دارم منتظرم بمون
آرین سر تکون داد
باشه
جونگکوک وارد ساختمون شد
آرین چند دقیقه به اطراف نگاه کرد تا اینکه یکی از مردهای جونگکوک به سمت ماشین اومد
خانم چیزی لازم ندارین؟
نه ممنون
مرد کمی مکث کرد
قربان گفتن اگه حوصلهتون سر رفت میتونیم شما رو به کافه ببریم
آرین لبخند کوچیکی زد
نه همینجا منتظر میمونم
حدود چهل دقیقه بعد جونگکوک برگشت
ببخشید طول کشید
اشکالی نداره
جونگکوک در ماشین رو براش باز کرد
امروز خسته شدی؟
یکم
پس بریم خونه
آرین به صندلی تکیه داد و چشمهاش رو بست
در تمام مسیر به این فکر میکرد که چطور باید بدون جلب توجه دوباره با افرادش ارتباط برقرار کنه
اما فعلا باید صبور میموند
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 7
صبح روز بعد
آرین با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار شد
چند لحظه به صفحه گوشی نگاه کرد و بعد تماس رو رد کرد
هنوز نمیتونست با افرادش مستقیم ارتباط داشته باشه و این موضوع حسابی کلافهاش کرده بود
از اتاق بیرون رفت و به سمت سالن صبحانه حرکت کرد
جونگکوک پشت میز نشسته بود و مشغول خواندن چند برگه بود
با دیدن آرین برگهها رو کنار گذاشت
صبح بخیر
آرین روی صندلی نشست
صبح بخیر
جونگکوک به فنجون قهوه اشاره کرد
قهوه میخوری؟
آره ممنون
چند دقیقه بعد خدمتکار صبحانه رو آورد
آرین مشغول خوردن شد که جونگکوک گفت
امروز باید چندتا کار بیرون از عمارت انجام بدم
آرین سرش رو بالا آورد
خب؟
میخواستم بدونم دوست داری باهام بیای یا ترجیح میدی اینجا بمونی
آرین کمی فکر کرد
اگه مزاحمت نیست میام
جونگکوک لبخند زد
مزاحم نیستی
بعد از صبحانه هر دو آماده شدن و به سمت ماشین رفتن
در مسیر جونگکوک چند تماس کاری داشت و آرین هم بیشتر وقتش رو به تماشای خیابون گذروند
وقتی ماشین جلوی ساختمونی بزرگ توقف کرد جونگکوک رو به آرین گفت
یه جلسه کوتاه دارم منتظرم بمون
آرین سر تکون داد
باشه
جونگکوک وارد ساختمون شد
آرین چند دقیقه به اطراف نگاه کرد تا اینکه یکی از مردهای جونگکوک به سمت ماشین اومد
خانم چیزی لازم ندارین؟
نه ممنون
مرد کمی مکث کرد
قربان گفتن اگه حوصلهتون سر رفت میتونیم شما رو به کافه ببریم
آرین لبخند کوچیکی زد
نه همینجا منتظر میمونم
حدود چهل دقیقه بعد جونگکوک برگشت
ببخشید طول کشید
اشکالی نداره
جونگکوک در ماشین رو براش باز کرد
امروز خسته شدی؟
یکم
پس بریم خونه
آرین به صندلی تکیه داد و چشمهاش رو بست
در تمام مسیر به این فکر میکرد که چطور باید بدون جلب توجه دوباره با افرادش ارتباط برقرار کنه
اما فعلا باید صبور میموند
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۸۷۹
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط