رفتار سرد

ادامه پارت : ۳۰

هیونجین ا.ت رو بوسید .

ا.ت : مبارکه پسرم 😍

جیمین : تو مخ زنی به خودم رفتی😁

تهیونگ : مبارک باشه بچه ها به پای هم پیر بشید 😍

جیا : خب دیگه دو تا دخترام رو بردن تنها موندم 😂

هانا و جنی : مامان 😂

هیونجین : ممنون از همتون که حمایتشان کردید و الان اینجایید.

اعضا هم اومدن .

جین با زنش و دو تا بچش که دوقلو های زیبا ایی بودن اومده بود .

و نامجون هم با زنش .

شوگا و جی هوپ هم با زناشون اومدن .

شوگا و زنش : مبارکه 😍

نامجون : من هم سن تو بودم فکر میکردم شیر کاکائو رو از گاو قهوه ایی میگیرن 😂

هیونجین : درست فکر می‌کردید 😂

نامجون : به هر حال مبارکه 😍

جی هوپ و جین و زناشون : مبارکه 😍

هیونجین و جنی : ممنون 😍

چند سال دیگه هم گذشت و الان هیونجین و جنی تنها نیستن دو تا بچه ی ناز دارن که جیمین تهیونگ جیا و ا.ت عاشقشونن 😍

پایان 😍


امید وارم دوست داشته باشید قشنگا 😍

پایان این رمان اگر بدتون اومد واقعا متاسفم💞🥺
دیدگاه ها (۴۴)

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

«درخواستی»ــــــــــــــــــــــــــــــــهمه چیز برمیگرده ب...

سناریو ساکورا تک پارتی

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط