#دختر_باغبان 🌱

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_83

رونا:کسی اذیتت کرده؟

+نه

رونا:نکنه یونگی بهت چیزی گفته؟

+نه

رونا:دروغ نگو معلومه بدجور حالت بده.(دستشو گذاشت روی پیشونی ا/ت

رونا:ا/ت تو تب داری.

+کی گفته فک کنم دست خودت داغه.

رونا: دست من داغ نیست یخ یخه.
وایستا ببینم ا/ت مگه نه مشکل قلبی داری؟

+آره چطور

رونا:یادم میاد وقتی مامان بزرگم حالش بد بود به جای اینکه قلبش درد بگیره تب میکرد و یه هفته توی بیمارستان بود.

+ولی من تاحالا اینجوری نشدم.
شاید بخواطر گرمی هواست.

رونا:شاید ولی باید مواظب خودت باشی نمیای بریم بیرون.

+یونگی نمیزاره.
رونا میتونی از تو ماشین الکس کیفمو با یه بطری آب بیاری.

رونا: باشه

۵مین بعد

رونا:میخوای قرصاتو بخوری؟

+آهوم
این چند روز اصلا یادم نبود که بخورم.

رونا:باشه مواظب خودت باش چیزی شد بهم بگو.

+باشه

بعد از اینکه قرص رو خوردم دستمو گذاشتم روی پیشونیم رونا راست می‌گفت بدجور داغ بود.

خواستم. روی صندلی یکمی جابه جا شم که درد خفیفی رو تو ناحیه قلبم احساس کردم.
دستمو گذاشتم روش تا شاید دردش کمتر بشه.
نفسم بالا نمیومد.
چشام سیاهی می‌رفت.
چند باری سرمو تکون دادم ولی تغییری‌ نکرد.
سعی کردم از ماشین در بیام ولی نشد.
نمی‌تونستم درست نفس بکشم و بعدش دیگه هیچ نفهمیدم.......

ادامه دارد.......‌‌‌‌.........🌱
دیدگاه ها (۷)

سناریو مایکی پارت اخر

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

ادامه سناریو

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط