{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زل زدیم به در و دیوار
و "دوستت دارم "ها را فریاد نزدیم
پنجره ها را بستیم
بوسه ها را پنهان کردیم زیر تخت
و هیچ نگفتیم....
اینگونه بود که یک شب
عشق خوابید و دیگر بیدار نشد.

@pourshidchannel #بهنام_محبی_فر #پوریا_ابراهیمیان
دیدگاه ها (۱)

همین که توهر صبح در خیالِ منی؛ حالِ هر روزِ من خـوب است...@p...

تمامِ اتفاقاتِ روی کره ی زمین،دلیل میخواهد جانم...از صبح که ...

Tú decides que estrellas quieres que brillen en tu vida.تو ت...

- هربار که کسی وارد زندگیم میشد، خلوتم رو ازم میگرفت و میخوا...

سناریو جونگکوک

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

چند پارتی

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط