{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه هارا به چراگاه رسالت بردم

لحظه هارا به چراگاه رسالت بردم
ومن آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم
و به نزدیکی روز, وبه افزایش رنگ
به طنین گل سرخ ,
پشت پر چین سخنهای درشت...
دیدگاه ها (۵)

گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو راچشم تو زینت تاریکی...

اتی توید

هرکه با مرغ هوا دوست شودخوابش ارامترین خواب جهان خواهد بودآن...

سنگ آرایش کوهستان نیستهمچنانی که فلز ,زیوری نیست به اندام کل...

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

برادر ناتنی

فاصله یک لبخند تا جنون

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲۰" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت ۴۰

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط