با سرانگشت ...

با سرانگشت ...
همه ی نت های تنم را...
می نوازی ...
و من...
می رقصم و...
آواز می خوانم
به ردیفِ
بوسه هاکه میرسی
روی ملودی عشق...
دلم کوک می شود...
کوکِ کوک...🎻🍂


ای بی‌نشانِ #محض،نشان از که #جویمَت...!
دیدگاه ها (۳)

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

چندپارتی جونگ کوک

عاشقانه های شبنم

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۹: فض...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

سناریو

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط