[ Jungkook part 9]

جونگ کوک اومد جلو و اون مرد رو با مشت زد . جونگ کوک : هی پارک جیمین
( اون مَرده ) حواست هست چیکار میکنی ؟
جیمین : آره جونگ کوک : این دختر ماله منه کاری باهاش نداشته باش جیمین : هر کی اول دزدیدتش ماله اونه
جونگ کوک : خفه شو عوضی ( ی مشت دیگه هم زد )
هم دیگه رو هی می زدن
ا/ت : جونگ کوک شی تمومش کن (جیغ)
ولی جونگ کوک به حرفم گوش نداد
( ی مرد دیگه اومد که اون جین عه )
" ا/ت "
جین : ا/ت شی ....
جین اومد بلندم کرد . جین : ا/ت شی من دوست جونگ کوکم نگران نباشید از اینجا میبرمتون بیرون .
ا/ت : من نمیام جین : ا/ت شی جونتون .... ا/ت : برام مهم نیس ، من پیش جونگ کوک میمونم .
جیمین چاقو برداشت و منو گرفت
جیمین : حواست باشه جونگ کوک شی . اگه بهم بدیش کاریش ندارم ولی اگه ندی میکش*مش .
جیمین دستش رو دور گردم حلقه کرد . داشتم خفه می شدم .
جونگ کوک : اون دختر برای من مهم نیس هر کاری دوست داری بکن
دیگه واقعا ترسیده بودم .
جیمین ولم کرد . جونگ کوک اومد نزدیک جیمین و چاقو رو به پاش زد

منتظر پارت بعدی باشید:) 🙃
دیدگاه ها (۲۶)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

تکپارتی جونگ کوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط