رقص زیر نور ماه (پارت ۱۲)
// ویو ات //
جیهوپ: عالی بود یه اسم برا دنس بذاریم؟
ات: عاااا رقص زیر نور ماه چطوره؟ میدونم طولانیه
جیهوپ: واووو چه سلیقه ای ، نه قشنگه همین خوبه، میگم
ات: جونم... چیز..... بله
جیهوپ: *خنده* یه بار دیگه تمرین کنیم؟ آخرین بار؟
ات: قبول
تیکه آخر دنس که باید یه حالتی میموندیم که انگار داریم همو میبوسیم فرا رسید و اما اینسری نسبت به هر دفعه که این دنسو میرفتم فرق داشت، یه حسی داشتم که انگار قرار بود اتفاقی بیفته
یه دستم دور گردنش و دیگری توی دستش بود ، با اونیکی دستش هم کمرمو گرفته بود و من به سمت عقب و اون به سمت من خم شده بود، در همین لحظه باید دنس تموم میشد و از هم جدا میشدیم اما با گذاشتن لبش رو لبام همه چیزو عوض کرد.
// ویو جیهوپ //
این تیکه دنس که اومد نگاهم افتاد به لباش، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و لبشو بوسیدم
// ویو ات //
کاملا شوک بودم که ازم جدا شد لحظه ای بهم پشت کرد و بعد برگشت و جلوم زانو و زد یه جعبه کوچیک رو به روم گرفت
جیهوپ: ات من.....من دیگه نمیتونم این حسمو پنهون کنم، من عاشقتم میشه برا من شی؟
در کمال ناباوری بود که استادم همچین کاری کنه ولی من....
منم عاشقش بودم پس انگشترو برداشتم انداختم تو انگشت حلقم و اینجوری جوابشو دادم
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#جیهوپ
#هوسوک
#جانگ
#جانگ_هوسوک
#فیک_جیهوپ
#هوپی
#bts
#BTS
#J_hope
#Jhope
#Jung_hoosook
#hoosook
جیهوپ: عالی بود یه اسم برا دنس بذاریم؟
ات: عاااا رقص زیر نور ماه چطوره؟ میدونم طولانیه
جیهوپ: واووو چه سلیقه ای ، نه قشنگه همین خوبه، میگم
ات: جونم... چیز..... بله
جیهوپ: *خنده* یه بار دیگه تمرین کنیم؟ آخرین بار؟
ات: قبول
تیکه آخر دنس که باید یه حالتی میموندیم که انگار داریم همو میبوسیم فرا رسید و اما اینسری نسبت به هر دفعه که این دنسو میرفتم فرق داشت، یه حسی داشتم که انگار قرار بود اتفاقی بیفته
یه دستم دور گردنش و دیگری توی دستش بود ، با اونیکی دستش هم کمرمو گرفته بود و من به سمت عقب و اون به سمت من خم شده بود، در همین لحظه باید دنس تموم میشد و از هم جدا میشدیم اما با گذاشتن لبش رو لبام همه چیزو عوض کرد.
// ویو جیهوپ //
این تیکه دنس که اومد نگاهم افتاد به لباش، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و لبشو بوسیدم
// ویو ات //
کاملا شوک بودم که ازم جدا شد لحظه ای بهم پشت کرد و بعد برگشت و جلوم زانو و زد یه جعبه کوچیک رو به روم گرفت
جیهوپ: ات من.....من دیگه نمیتونم این حسمو پنهون کنم، من عاشقتم میشه برا من شی؟
در کمال ناباوری بود که استادم همچین کاری کنه ولی من....
منم عاشقش بودم پس انگشترو برداشتم انداختم تو انگشت حلقم و اینجوری جوابشو دادم
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#جیهوپ
#هوسوک
#جانگ
#جانگ_هوسوک
#فیک_جیهوپ
#هوپی
#bts
#BTS
#J_hope
#Jhope
#Jung_hoosook
#hoosook
- ۲۷.۸k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط