{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته بودیم تو پارک

نشسته بودیم تو پارک
کنارم یک صندلی بود که یه زن و شوهر نشسته بودن
یهو یک دختر جوان با پوشش بسیار بد رد شد
این خانومه کنارمون بود بلند گفت :(آفرین به شجاعتت)
بعد یهو دید شوهرش هم زل زده به دختره برگشت گفت:( هوی ، تو چرا به این بی سر و پا نگاه میکنی؟😂

بالاخره شجاع یا بی سر و پا؟

خودتون هم میدونید این شجاعت نیست و فقط زندگی خودتون نابود میشه

زن زندگی آزادی دروغی بیش نیست...
دیدگاه ها (۰)

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و ...

رمان تو خود منی

the first lie

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟷( ویو راوی )جونگ‌کوک نفسش را کلافه بیرون دا...

فک می کنید چرا ایران داره کشیده میشه سمت بی حجابی؟چون غیرت م...

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

قسمت ۷

سناریو بونتن

سناریو ران پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط