دیوونه وار عاشقتم 💜

دیوونه وار عاشقتم 💜

ساکورا اسکول

پارت ۱

دیانا تو خواب ناز بود که یهو یه صدای وحشتناک شنید

دیانا:یا خدا این دیگه چه صدایی بود؟

دیانا: بزار یه سرو گوشی آب بدم

یهو بابای دیانا اومد .

بابای دیانا : دخترم خواستم بیدارت کنم بری مدرسه .

دیانا : حالا مدرسه رو ولش کن اون چه صدایی بود ؟

بابای دیانا : هیچی صدای سینی پلاستیکی مامانت بود دخترم .

دیانا : بابا واقعا دیگه آخرای نفسم بودا 😡

بابای دیانا : دخترم برو دست و صورتت رو بشور و بعد صبحونه ات رو بخور دخترم سر صبحی دیرت نشه .

دیانا : باشه بابا جون .
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی

که آیو گفت:مامانی چرا دیشب از اتاق تو و بابایی صدای ناله میو...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

هر کدومشون یه صدایی و نوایی داشتن.حتی صدای کاریهاشون هم فرق ...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

برده عمارت جئون

رمان جونگکوک

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط