پارت ۶

پارت ۶

° ددی تو چرا ...

داشت حرف میزد که حرفش قطع شد ..

∆ به تو چه ها به تو چه مربوطه .

° آخه ..

∆ استاد کی میرسه ؟

¢ شاید ۴۵ دقیقه دیگه

∆ پس باید زود تر راه بیفتم
تا دیر نشده ..

.. ویو تو راه حسنا ..

حسنا از هواپیما میترسید پس هدفونش رو گذاشت و به آهنگ مورد علاقه اش گوش داد .

که یهو یه صدای بلند شنید هدفون رو برداشت و فهمید رسیده اند ...

خواست پیاده شه که حالت تهوع گرفت و یکم نفس عمیق کشید تا حالش خوب شد

تا رفت بیرون ی پسر دید

۲ دقیقه چشم تو چشم شدن که تهیونگ گفت


∆ : .....


بچه ها ببخشید این پارت کوتاه شد چون امروز کلی کار ریخته سرم پارت های بعدی رو هم بگم بعد میزارم دو پارت دیگه ..

این پارت شرط نداره ولی وجدانن لایک و کامنت یادتون نره من بخاطر شما می‌نویسم

ببخشید طولانی شد حرفام فعلا تا پارت بعددد 🍓💎🎉
دیدگاه ها (۵)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.26 (روایت از زبان ا.ت...

طبقه ۱۲پارت ۲_اسم پدرت چیه؟+....._داهی گفتم اسم پدرت چیه؟+(ن...

اسم داستان: عشق دیرینه💗پارت: 6لوسین الستور در جنگل بودند و د...

چند پارتی جونگ‌کوک وقتی هردوتون ایدل بودید...(دو شب بعد)‌آید...

عشق بی غید و شرط پارت ۲

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

قلدر منپارت 2صبح روز بعد، ایزابلا با همون بی‌حوصلگی همیشگی، ...

رمان عشق ممنوع

پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط