#جزیره_کشف_نشده 🌴 پارت۵۱ 💚

لیندا: میدونی این منو بزور تو کاخش نگه داشته؟
ــ خب تو دروغ گفتی باید مجازات میشدی.
لیندا: کی آخه اینجوری مجازات میکنه؟
استاد: این فرمانروای ما میکنه.
لیندا: بابا تو هم داری طرف اینو میگیری؟
ــ استاد دختر خودشو میشناسه لیندا خانمممم.
لیندا: بابام خستس. منم راهارو بلد نیستم پس گمشو بیا جات بشین رانندگی کن. بابایی بفرمایید بیایید بشینید.
نفس عمیقی از عصبانیت کشیدم. لیندا رفت عقب. استاد اومد جلو نشست. منم طرف راننده نشستم........
لیندا: بابا چجوری از اینجا سر درآوردی؟
استاد: خب منو مادرت تو دریا افتادیم و وقتی چشم باز کردیم سر از جزیره بنگتن درآوردیم. شانس آوردیم جانگکوک ما رو دید و نجاتمان داد.
لیندا: با اون پسره. اصلا ازش خوشم نمیاد.
استاد: این حرفو نزن جانگکوک پسر خوبیه.
لیندا: کجاش خوبه آخه؟
استاد: دخترممممم؟
لیندا: باشه.
ــ استاد نگفتید برای چی به کوهستان رفته بودید؟
استاد: برای پیدا کردن چیزی.
ــ پیداش کردید؟
استاد: نه متاسفانه.
لیندا: اون چی بود؟
استاد: فضولی موقوف.
لیندا: ایشش. مجبور بودی پیش این اینطور بهم بگی؟
ــ دلم بسیاررررر خنک شد.
لیندا: ما که به خونه میرسیم عزیزم..
الان استاد فکرای بد نکنه صلوات.............
استاد: مگه با لیندا ازدواج کردید.






ـ✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾✾ـ
#جزیره_کشف_نشده #میراث_ابدی #میراث_ابدی۲ #آنتی_bts
دیدگاه ها (۰)

"my dou fernb is so jentlmun "p:_ 2( داخل کافه )ـــ واقعاً م...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۰| بعد از اون مهم...

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓t3 ⊹˚₊𐙚𓆩♡𓆪 ─────────────── 𓆩♡𓆪🌷 ویو آت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط