ددی فاکر

ادامه ی پارت پایانی ۵۰


راوی .
جنگکوک دستش رو جلوی ات دراز کرد و شروع کردن به رقصیدن کم کم تعداد افرادی که همراهشون میرقصیدن بیشتر شد

بعد از کلی رقص و شادی کم کم وقت رفتن به خونه ها شد جنگکوک و ات یه خونه ی جدا گرفته بودن

ویو داخل خونه .

جنگکوک و ات با هم به خونه رفتن

ات . من نمیووتم از پله ها برم بالااااا

کوک ات رو برآید بغل کرد و برد بالا

وقتی رسیدن بالا


اصمات ( کامنتا بگید براتون بفرستم )


ویو ۱ سال بعد الان اونا صاحب یه بچه ی دختر به نام مارینا هستن ( کمبود اسم 🫠)


داستان اونا اینجا تموم نشده و اونا یه فصل جدیدی رو رقم میزنن

شاید از اول اون ۲ تا معشوق متعلق به هم بودن وگرنه تقدیر هیچ وقت اونا رو سر راه هم قرار نمی‌داد...

.
.
.
پایان فصل ۱


برای فصل دوم باید لایکای این فیک ۵۰ تا رو رد کنه و دختر کوچولوم تموم شه فردا پارت ۱ دختر کوچولوم رو میزارم الان ۲ تا از درخواستارم توی @min_maree2
این پیج میزارم بوس بهتون
نظرتون راجب فیک چی بود ؟
دیدگاه ها (۶۷)

سه تا فیک از یونمین میزارمبعد سه تا فیک از ات میزارمات و جیم...

مربی موتور سوار

دوپارتی کاپل ها : ات ، جیمین موضوع:ات دوست دختر جیمین و عضو ...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

به زیباییه مشکی

P¹⁶ استاد با صدای بلند قهقه زد. استاد:وای ات دخترم،تو خیلی ش...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

پنهان عشق

فیک تهیونگ مافیایی

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط