در من چه وعده هاست

در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دست‌ها به دعا مانده روز و شب
این‌ها چه می‌شود؟
آخر چگونه این همه عشاقِ بی‌شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه‌ها همه خاموش می‌شوند؟
این ذره ذره گرمی خاموش‌وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت...

 #حالِ_من_کوکِ_کوکه_فقط_دلتنگتم😍
#حالِ_توام_کوک_باشه_جانم❤
#پنجشنبه_۲۶_تیرِ_۱۳۹۹
#خاص
دیدگاه ها (۲۳)

همچو خورشیدبه هر ذره بخند و گرم باش تواین ذره ذرهگرمی خاموش ...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

📣 به مناسبت ۱۷ مهرماه؛ سالگرد تنفیذ حکم دوره اول ریاست‌جمهور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط