#pain

#pain
#P⁵⁸
تهیونگ: گریه نکن دیگه به جاش بیا پنکیک بخور. همشو با جون و دل پختم.
تهیونگ مقداری از پنکیک رو با چنگال برداشت و جلوی لب های جونگکوک گرفت.
جونکوک با لب های آویزون، پنکیک رو خورد. بعد از خوردنش چشماش داشت از جاش در میومد.
تهیونگ: خب چطور شده؟
جونگکوک یهویی تهیونگ رو بغل کرد.
جونگکوک: عالی شده.
کنار گوش تهیونگ زمزمه کرد.
تهیونگ لبخندی زد و متقابل بغلش کرد.
تهیونگ: خب بگو ببینم برای امتحان فردا آماده ای یا باید بازم با هم درس بخونیم؟
جونگکوک واقعا دلش میخواست همراه با پنکیک کنار تهیونگ فیلم ببینه و از یه لحاظ هم درس خوندن با تهیونگ واقعا براش لذت بخش بود.
جونگکوک: نه فکر میکنم برای امتحان آماده باشم.
تهیونگ سری تکون داد و از جونگکوک رو از بغلش بیرون ارود و یک چنگال پر از پنکیک رو دوباره داخل دهن جونگکوک گذاشت.
جونگکوک نگاهی به ساعت کرد و وقتی دید که زمان کافی برای فیلم دیدن دارن لبخندی زد.
جونگکوک: میگم به نظرت فیلم ببینیم؟
تهیونگ به جونگکوک نگاه کرد و وانمود کرد داره فکر میکنه.
تهیونگ: ایده ی خوبیه. چجور فیلمی ببینیم؟
جونگکوک: یک فیلم عاشقانه و کلاسیک.
تهیونگ با تعجب به چشم های خوشحال جونگکوک نگاه کرد.
تهیونگ: چرا ژانر مورد علاقه من؟ نمیخوای فیلم جنایی یا اکشن یا حتی ترسناک ببینی؟
جونگکوک لبخند نرمی زد و کراواتی که از اول صبح بخاطر مدرسه بسته بود رو باز کرد.
جونگکوک: نه چون تو برام پنکیک درست کردی و من کلا خواب بودم اینبار بهت لطف میکنم میزارم ژانر مورد علاقه تو رو ببینیم.
تهیونگ تک خنده جذابی زد.
تهیونگ: از لطف زیادتون ممنونم سرورم.
و برای بیشتر نمایشی شدن مکالمشون تعظیمی کرد.
جونگکوک از این کار خندش گرفت که همین بهانه ای برای خندیدن تهیونگ هم شد و با هم بلند بلند میخندیدند.
جونگکوک از جاش بلند میشه و میره که فیلمی رو انتخاب کنه و بزاره که پخش بشه. تهیونگ هم میره تا مقدار کمی از کثیفی باقی مونده توی آشپز خونه رو تمیز کنه.
کنار هم روی کاناپه ی خونه دراز میکشن و به همراه خوردن پنکیک های لذیذ که توسط سر اشپز سلطنتی جناب کیم تهیونگ پخته شده بود و فیلم انتخابی والا مقام جئون جونگکوک رو ببین.
دیدگاه ها (۱)

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p19جونگکوک گوشی ر...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

پارت ۱/بازی بدون بازگشتهوا ابری بود. تهیونگ با هودی سیاهش دا...

تک پارتی تهکوک وقتی کوکی روی ته دست بلند می‌کنه.....ویو: امر...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط