یه شب تو خستگی تو گریه گفتم که خیلی از خودم شرمندم آقا

یه شب تو خستگی تو گریه گفتم که خیلی از خودم شرمندم آقا
ولی بازم بذار بیام زیارت مگه چند سال دیگه زندم آقا
بهش گفتم تا کی چشم تر من به عکس پنجره فولاد باشه
خودم زانوی غم بغل بگیرم دلم تو صحن گوهرشاد باشه
قسم خوزدم به اسم خواهرش که رو اسم هرکی جز تو خط کشیدم
بهش گفتم روزای دوری آقا تو خونه ی خودم غربت کشیدم
میخوام دلتنگیامو هر چقد هست کنار گنبد تو جا بذارم
دعا کن صاحب پسر بشم تا به عشقت اسمشو رضا بذارم
پیش خودم میگفتم ضامن عشق داره تموم میشه نا امیدیم
تو این حال و هوا بودم که دیدم یکی بهم میگه پاشو رسیدیم
دیدگاه ها (۴)

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

پارت ۲

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

قسمت ۱۰

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁸لب لوچشو آویزون کردیونا: بد شد پیشنهاد جون...

My lovely neighbor part : 66

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط