{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Why Did I Fall in Love with You? | P⁹

Why Did I Fall in Love with You? | P⁹

بیمارستان

دکتر: متأسفم دوهی خانم... بانو هون سرطان خون داره و زمان زیادی براش باقی نمونده.

دوهی با شنیدن حرف‌های دکتر، اشک توی چشم‌هاش جمع شد.

+نه... امکان نداره!

روز بعد، اتاق بانو هون

بانو هون: دوهی... برای گرفتن ارثم باید ازدواج کنی.

+بانو، خواهش می‌کنم این حرفو نزن...

بانو هون: قول بده از خودت مراقبت می‌کنی.

چند ساعت بعد، بانو هون از دنیا رفت.

روز بعد | شرکت جونگکوک

دوهی با چشم‌های قرمز وارد اتاق شد.

_چی شده؟

+بانو هون مرده... برای گرفتن ارثم باید ازدواج کنم. باهام ازدواج می‌کنی؟

_چرا من؟

+چون دیگه هیچ‌کس رو ندارم... خواهش می‌کنم.

_باشه، ولی فقط یه قرارداده.

+ممنونم...
دیدگاه ها (۰)

Why Did I Fall in Love with You?P²ویو دوهیبا عصبانیت وارد شر...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.63(روایت از زبان جونگ‌ک...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

دیدار باتو (پارت ۴)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹²جونگ‌کوک توی حیاط بود.اما..اما تنش غر...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

....پارت دهم.....

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎چند هفته گذشت.جیمین تقریباً کاملاً خوب ...

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴³ویو: جونگ‌کوکماشین جلوی بیمارستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط