{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fate is predetermined

part: 77


جونگکوک پوزخند ریزی زد و لب زد: تنها تفاهمی که میتونیم داشته باشیم همینه

الیزا هم لبخندی زد و در سکوت مشغول بازی با شیر و هم زدنش بود
قاشق رو از لیوان شیر بیرون اورد و لبه جزیره گزاشت

جونگکوک میخواست لیوان شیر رو سر بکشه که دستش خورد به قاشق و افتاد

:من برمیدارم
همزمان جونگکوک گفت: برمیدارم


الیزا که زودتر اقدام کرده بود قاشق رو برداشت و خواست که بلند شه چون جونگکوک هم خم شده بود سر هاشون محکم خورد به هم

جونگکوک ناله ریزی کرد و دستشو گزاشت رو سرش

-:اخ مامان سرم شکست

جونگکوک خیلی مظلوم نگاه میکرد و از درد گِله میکرد و چهره خیلی بامزه ای به خودش گرفته بود و الیزا که اولین بار بود جونگکوک رو اینطوری میدید زد زیر خنده

جونگکوک چند ثانیه ای با چشم غره به الیزا نگاه کرد بعد خودشم شروع کرد به خندیدن

احتمالا این اولین بار بود که کنار هم از ته دل میخندیدن
به عنوان الیزا و جونگکوک
نه به عنوان زن و شوهر اجباری
یا نه به عنوان مدل و رئیس شرکت
به عنوان خود واقعیشون


-:من یکم دیگه به بیدار بودنم ادامه بدم تبدیل میشم به جغد یا دور چشام مثل پاندا سیاه میشه پس فکنم باید بخوابم دیگه

:اره موافقم منم فردا کلی کار دارم
دیدگاه ها (۸)

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎سوآ دوباره گرفت خوابید و جیمین هم مشغو...

پارت ۸ "اخر"ساعت ۷ و ۲۴ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":تهیونگ با ا...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط