میگفت تو بیمارستان جانبازان اعصاب و روان با زیاد شدن صدای

میگفت تو بیمارستان جانبازان اعصاب و روان با زیاد شدن صدای ترقه‌ها مجبور شدیم تعدادی رو ببندیم به تخت!
میگفت فریاد میزدن و ما رو قسم میدادن بازمون کنید دشمن حمله کرده...!
میگفت بعضیاشون گریه میکردن...!
میدونی جانباز اعصاب و روان یعنی چی؟!
دیدگاه ها (۹)

جادویی به نام عشق

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۲بلاخره زنگ آخر خورد و و...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

چند پارتی بازی ممنوع

•~•~قسمت چهارم : پیوند اجباری•~•~تهیونگ و ات داشتن جر و بحث ...

KIM V

فیک تهیونگ

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰پیرزن از جاش بلند ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.11ته جونگ:لعنتی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط