عشق مافیا

𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟸𝟼
ویو جونگکوک
وقتی رسیدیم دیدم ا/ت خوابش برده. پیاده شدم براید استایل بغلش کردم رفتم تو. رفتم تو اتاق گذاشتمش رو تخت. لباسامو عوض کردم. کنارش دراز کشیدم. تو خواب داشت حرف میزد سرمو بردم نزدیک تر که میگفت
ا/ت:(تو خواب) لطفا.. من دوست دارم.. تروخدا تنهام نزار.. کوکی نه.. نه لطفا.
یعنی انقدر با کاری که کردن داشتم عذابش میدادم.. دیدم از چشمای خوشگلش اشکاش ریختن. تو بغلم کشیدمش. نوازشش کردم تا یکم تو خواب ارامش بگیره... منم کمکم خوابم برد.
(صبح)
ویو ا/ت
اخ سرم چقدر درد میکنه. با حس اینکه یکی نوازشم میکنه بیدار شدم. فکر میکردم داداشم باشه ولی جونگکوک بود. ازش فاصله گرفتمو بلند شدم گفتم
ا/ت: تو چرا کنار منی(سرد)
جونگکوک: دیشب خیلی مست بودی برای همین اوردمت خونه خودم
ا/ت: با اجازه کی دست به من زدی(سرد)
جونگکوک: پرنسسم چرا اینطوری میکنی
ا/ت: چرا اینطوری میکنم(نیشخند صدادار)
جونگکوک: بیا باهم صحبت کنیم
ا/ت: دقیقا درمورد چی اها درمورد اینکه چرا از خونه انداختی منو بیرون یا اینکه تهمتی که بهم زدنو باور کردی
جونگکوک: اره درمورد همینا من فهمیدم اشتباه کردم
ا/ت: متاسفم خیلی دیره برای فهمیدن اشتباهت
جونگکوک: ا/ت من دوست دارم عاشقتم من بدون تو نمیتونم زندگی کنم میدونم که توهم منو دوست داری
ا/ت: نه من دوست ندارم
اومد جلوتو منم رفتم عقب تر باز اومد جلو منم رفتم عقم که خوردم به دیوار. اومد جلوم وایساد گفت
جونگکوک: چی
ا/ت: گفتم.. د..وست ندارم (سرش پایینه)
جونگکوک: تو چشام زول بزن بگو دوستم نداری (داد)
ا/ت: ...
بادستش صورتمو اورد بالا. زول زد به چشمام گفت
جونگکوک: دوستم نداری؟
ا/ت: ...
جونگکوک: پس چرا حرف نمیزنی لعنتی(داد)
ا/ت: (اشکاش ریختن)
جونگکوک: ا/ت من عاشقتم هر کاری بگی برای اینکه دوباره برگردی میکنم
ا/ت: ولی دیگه منی وجود نداره میتونی بری با یکی بهتر از من
جونگکوک: یکی بهتر از تو دیوونه شدی اره(داد)
ا/ت: اره دیوونم چون من دقیقا عاشق مافیایی شدم که.. اصلا بهم اعتماد نداره(داد)
جونگکوک: پرنسسم مگه میشه بهت اعتماد نداشته باشم.. وقتی اون عکسارو دیدم خون به مغزم نرسید کار احمقانه ای کردم
ا/ت: اشکال نداره در عوضش منم برای جبران کارت یه چیزی که حق داری بدونی رو بهت نمیگم
جونگکوک: چیو باید بدونم
ا/ت:...
جونگکوک: میگم چیو باید بدونم که نمیگی(داد)
ا/ت: منم گفتم برای جبران کارت بهت نمیگم الانم برو کنار که دیرم شده
جونگکوک: کجا میخوای بری که دیرت شده
ا/ت: به تو ربطی نداره
جونگکوک: گفتم کجا(داد)
ا/ت: دارم با داداشم میرم امریکا
جونگکوک: چیییی مگه.. توهم میری؟
ا/ت : بله منم میرم
جونگکوک: ا/ت من بهت اجازه نمیدم بری
ا/ت: اون وقت چرا باید ازت اجازه بگیرم
جونگکوک: چون تو مال منی هر کاری بخوای بکنی باید به من بگی
ا/ت: مال تو؟ فکر میکنم خیلی وقته که ما مال هم نیستیم
جونگکوک: ا/ت اینطوری نکن خیلی بی انصافیه در حقم
ا/ت: فکر نکنم دیگه همو ببینیم.. خدافظ(رفت)
جونگکوک: ا/ت نرو.. لطفا..
وقتی اومدم بیرون از اتاق یه بغض سنگینی گلومو گرفت.. وقتی اومدم از عمارت بیرون دیگه نتونستم که شروع کردم گریه کردن تا خونه. چرا باهاش اینطوری حرف زدم.. چرا پیشش نموندم.. ای ا/ت احمق.. کلید انداختم درو باز کردم رفتم تو.
ا/ت: داداشی من اومدم
شوگا: ا/ت معلوم هست کجایی دیشب نیومدی
ا/ت: گفتم که پیش یوری میمونم(دروغ)
شوگا: الان دیگه باید بریم فرودگاه
ا/ت: زود نیست
شوگا: باید یه سری کارارو قبل پرواز انجام بدیم که طول میکشه
ا/ت: چمدونمو بده
شوگا: خودم میارمشون (چمدونارو میگه)
ا/ت: اخه سنگین میشه برات
شوگا: دیگه بدتر نکنه میخوای اون فسقلی رو اذیت کنی بدو سوار ماشین شو
ا/ت: باشه چشم(خنده)
شوگا چمدونارو گذاشت تو ماشینو سوار شد، رفتیم سمت فرودگاه. شوگا کارای پروازو کرد، سوار هواپیما شدیم.
ا/ت: داداشی من استرس دارم
شوگا: قربونت برم من پیشتم استرس نداشته باش بیا دست منو بگیر خوشگلم
ا/ت: مرسی که هستی(لبخند)(دستشو گرفت)
شوگا: من همیشه پیشتم
چند دقیقه بعد هواپیما بلندشدو رفتیم امریکا

ادامه دارد...
خوشگلا ازتون یه سوال دارم.. به نظرتون پایانش شاد باشه یا غمگین؟❤(هنوز تموم نشده کلی میپرسم)
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۲۴)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

♥️.🌱دوستت دارم یعنی : د : دلم فقط تورو میخواد و : واست میمیر...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

همسر غیره منتظره

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

My Boy❄

پارت ۴ (سرنوشت)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط