آن قدر هم ساده نیست

آن قدر هم ساده نیست
بیایی،
عاشقانه در زندگی ام نفس بکشی؛
بعد بگویی
که رفتنت
تقدیر است
و من لبخند بزنم...
.
انتهای این سرنوشت،
ویرانی من است؛
ویرانی توست؛
و ویرانی آن چه تو را
ناگزیر از این تقدیر می کند!
.
شب خوش عزیزکم،
اگر صبح بیدار شدی؛
سلام مرا،
به جاده هایی که تقدیرشان دیدن تو نیست؛
برسان....
اشتباه از تو بود...
تو عاشق کسی شدی،
که تقاص بوسه های گم شده اش را
از تو می گیرد.
وبه تنهایی ویران نمی شود...
دیدگاه ها (۱)

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

آخرین بازمانده از عشق

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

بسم الله الرحمن الرحیم اگر به یگانگی رَوی، تقسیم به دو نمی‌ ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط