{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هر #مرد موفق

پشت هر #مرد موفق
زنیست که صبح ها قبل از همسرش از خواب بیدار میشود،
برایش صبحانه آماده میکند
و با آرزوهای خوب به #خدا میسپاردش...
که بعد از رفتنش، با #عشق لباس هایش را اتو میکند
و با عطری که دوست دارد روی چوب لباسی می آویزد...
وقتی ظهر شد، گوشی را برمیدارد پیامکی مینویسد و میگوید "بدون تو هیچ چیز از گلویم پایین نمیرود مرد دوست داشتنی أم "و به شام مورد علاقه ی همسرش فکر میکند
و لباس زیبایی که به تازگی خریده است و میخواهد بپوشد...
بیکار که میشود کتاب میخواند و توی دفترخاطرات مشترکشان از عشقی مینویسد که هر روز بیشتر میشود و هردویشان را وفادارتر میکند...
به زمان آمدن همسرش که نزدیک شد، زیباترین لباسش را میپوشد و موهایش را می بافد،
صدای زنگ که می آید میرود سراغ در، آرام بازش میکند و به گرمی از #همسر استقبال میکند، بعد با لیوان شربت کنارش مینشیند و از روزی که در خانه گذراند می گوید و #شعر تازه أش را میخواند...
.
پشت هر زن #خوشبخت 
مردیست که 
#عاشقانه دوستش دارد ،
که روزهای تعطیل زودتر از بانویش بیدار میشود،
نان تازه میخرد و صبحانه را آماده میکند،
برای بیدار کردن همسرش پرده هارا کنار میزند و نور را به مهمانی چهره ی پر آرامشش میبرد.
ناهار را در کنارش درست میکند و مدام قربان صدقه ی مهربانی أش میرود،
بعد از شستن ظرف ها به گوشی همسرش که توی اتاق است پیامک میدهد "خانوم زیبایی که دلتان خرید میخواهد و هوس #عکاسی کرده اید، لطفأ لباس هایتان را پوشیده و برای رفتن آماده شوید "
وقتی همسرش می آید، دست توی دست میروند که خوشبختیشان را با آدم ها تقسیم کنند...
برای همسرش لباس های گلدار انتخاب میکند و میگوید حالا گل های این پیراهن عطر #زندگی گرفته اند
هردو #عاشقانه به هم نگاه میکنند و با دستانی پر از عشق میروند پاتوق همیشگیشان شام میخورند
و بعد می آیند خانه، آرام و خوشبخت میخوابند
و خواب های رنگی می بینند...
.
.
.
.
پ.ن:
پشت هر زندگی عاشقانه ای
مرد موفق 
و زن خوشبختیست که 
برای #عاشق ماندن تلاش میکند❤
دیدگاه ها (۱۲)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹¹_بخش دوم_در کوپه را نیمه باز میگذارم که اگر ...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

★彡   Part 5 彡★ صبح، با سردرد بیدار شدم.گیج نگاهی به اطرافم ک...

الماس زیبای من ...

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

رمان انفجار و امید

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗صبح روز بعد، مانیا طبق معمول زودتر از ه...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط