"A business marriage"

"A business marriage"
"P¹¹"
رفتیم تو که یهو یکی اومد جلومون خدمتکار بود پشمام ریخت😂
(خدمتکار+جونگکوک_)
+ سلام آقا و خانم خوش اومدین بفرمایین تو!
_ سلام ممنون (بچم با ادبه😂) پدرم کجاس؟
+ توی اتاقشون هستن می‌خواین بهشون بگم که اومدین؟
_ نه لازم نیست تو برو
+ چشم
رفتیم جلوی یه در که فک کنم همون اتاق پدر جونگکوک بود.
جونگکوک در زد...
(پدر جونگکوک/جونگکوک+بورام_)
/ کیه؟
+ منم پدر
_ اها پسرم بیا تو
رفتیم تو به اتاق خیلی شیک بود و بابای جونگکوک روی یه مبل نشسته بود و مثل اینکه داشت کتاب میخوند...
/ اووو سلام ببینم ایشون عروسم هستن؟
_ سلام بله پدر
+ اره پدر البته که هنوز ازدواج نکردیم
_ (نگاه عصبی به جونگکوک)😂
/ خب بالاخره که ازدواج میکنین خب بگذریم عروس عزیزمو ببین چقدر خوشگله فرد خوبی رو برای ازدواج انتخاب کردی!
_ میدونم پدر خیلی ادم خوبیه! (نگاه های عصبی به جونگکوک)😂
/ خب ببینم تو ، توی کدوم دانشگاه درس خوندی؟
_ خب راستش‌ من از دبستان تا دبیرستان توی کره درس خوندم ولی بعدش رفتم آمریکا و توی دانشگاه هاگوارتز تحصیلاتمو ادامه دادم...
( بچه ها اینا حرفاییه که جونگکوک گفته بود بگه)
/ چه خوب چه رشته ای خوندی؟
_ پزشکی‌ خوندم پدر
/ چقد خوب واقعا خیلی دختر تحصیل کرده و خوبی هستی! جونگکوک تو هم باید قدرشو بدونی
+ حتما خودمم میدونم دختر خیلی نمونه ایه! (نگاه های....به بورام)😂
/ حالا ببینم کجا باهم آشنا شدین؟...

لایک و کامنت یادتون نره...!
شرط های پارت بعد:
۱۵ لایک
۵ کامنت
اگه شرطا کامل شن پارت بعد رو میذارم...🥺💜
دیدگاه ها (۳۰)

پارت ۱|تاج و خونخب اینم پارت اول رمان جدیدمون که خیلیاتون در...

فلش بک به دو ماه بعد امروز رفتیم ببینیم بچه دختره یا پسرتو د...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

وقتی درسش بد بود و..

پارت 47 رمان عشق مدرسه ای ویو دم در خونه ی ات و فلیکس : ات: ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

پنهان عشق

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 216♡⁠。⁠)⁩بالاخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط