{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جراح من💙:S2/P5

* قابل توجه پدر مادرا و نیو ارمی ها : فیکه و واقعی نیست! این هیچ ربطی به خود اعضا نداره*

آهنگ پیشنهادی: Lilith (Suga / Halsey)
----------------------------------------------------------------------------

نامجون: چرااا؟؟؟ لیا حال ا/ت خوبه؟*نگران*
لیا: ا/ت...... ا....ا/ت....*لکنت و گریه*
جین:ششششش ارام بگو چی شده...
لیا: ا/ت....... *داد* فقط احتما زنده بودنش 5% *داد گریه*
نامچون: چی؟!*شک*
جین : او شت!
نامجون:*سیاهی*
جین : اَی بدبختی این دوباره غش کرد ... پرستاررررررررررر*داد*

*5 روز بعد*

نامجون:*سرفه*
جین : خو تو چرا به خودت صدمه میزنی ؟ به فکر خودت نیستی حداقل به فکر من باش!*رپ جین*
نامجون: من خوبم *سرفه*
جین: مشخصه*شاکی*
نامجون : حال ا/ت؟
جین : اون حال خوبه یونگی مراقبشه تو اینو بگیر بخور*قرص رو به زور کرد دهن نامی*
نامجون: ...
جین: راستی تو به ا/ت علاقه داری؟
نامجون : نه بابا!
جین: آها دارم میبینم...
نامجون: *صدای جیرجیرک*
جین: من الان بر میگردم
نامجون : باشه...

یونگی:وضعیتش چطوره هیونگ؟
جین: چی بگم مثل بچه یه ساله لج کرده!!!
یونگی: ارام باش هیونگ...
جین: ساعت 6 صبحه عجیبه ...
یونگی: چرا؟
جین: چون تو از خوابت نمیگذری
یونگی: هیونگ(جین) الان زندگی هیونگ(نامی) به ا/ت وابستس...
جین: میدونم اما نمیخواد به اعتراف کنه...
یونگی : به موقش
جین: وضعیت ا/ت؟
یونگی: از 5% رسیده به 2% خیلی وضعیت وخیمی داره...
جین: نامی میتونه ا/ت رو ببینه؟ دهنمو سرویس کرده...
یونگی: نهایتش 10 دقیقه ، بهش بگو!
جین : دست درد نکنه ...*رفت*

نامجون:*دارز کشیده*
جین: *با دمپایی بیمارستان زد تو سرش* یاااا پاشو ببینم تونستم برات ا/ت رو جور کنم
نامجون: چیییییییی؟!؟! یعنی الان بهوش اومده ؟
جین: اینو نیگا... ایشششش فقط 10 دقیقه میتون....
نامجون: دستت درد نکنه هیونگگگگگگگگگ*با دو رفت*
جین: نگا کثافت رو داشتم حرف میزدم!

-----------------------------------------------------------
شرایط پارت 6 : 20 لایک و کامنت
#گشاد_نباشیم_لایک_و_کامنت_بگذاریم
دیدگاه ها (۲۲)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

سناریو جدید

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶²جین هم جلو اومد و با نگرانی پرسید:جین:م...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط