رمان:عشق🖤🩸

رمان:عشق🖤🩸
پارت:۱ 🖤🩸

ویو ا/ت سال ۲۰۰۹ شب کریسمس..
علامت سویون
علامت تهیونگ-
علامت ا/ت!

هی جوجه بیا کادو هاتو باز کن...
-بچه جون کریسمست مبارک..
!ممنونم....اخجون کادو🥹
خیله خب ا/ت بدو تا بابا نیومده باید کادو هاتو باز کنی...
!باشه....اول کادو تهیونگ جونم رو می‌خوام باز کنم..
-مطمئنی؟..
!اوهوم..
-باشه..
!(کادویی ک تهیونگ براش خریده بود رو باز کرد)این...این همونهههههه🥹
-اره..کریسمست مبارک جوجه..
!این واقعا قشنگه...ممنونم...آبجی تو هم ساعته ک عاشقش بودم رو خریدی مگه نه؟..
ا/ت می‌دونی ک‌ بابا اونو تو دستت ببینه بهت پسش نمیده...
!برای چی؟
ا/ت تو فقط ۸ سالته...هنوز خیلی کوچیکی...
! این ک نشد دلیل(اخم و کیوت)
-هی جوجه....من موقع تولدت برات میخرم....ولی اگر ببینم دستته خودم قلقلکت میدم
!واقعا برام میخری؟(ذوق)
-معلومه...
!هوراااااا(ذوق)
دخترک انقدر ذوق کرده بود انگار ک دنیا رو بهش دادن بقیه کادو ها رو هم باز کرد و همه رو برد توی اتاقش...بعد از شام گرفت حسابی خوابید ک‌ برای مدرسش انرژی داشته باشه...

پرش زمانی ب مدرسه(ساعت ۸ صبح)
#سلام چطوری؟..
!سلام خوبم...تو خوبی؟
#اره...ا/ت شنیدی قراره یکی از بچه هایی ک‌ درسش عالیه رو بفرستن ب فرانسه؟
! امیدوارم من نباشم..
#چرا؟تو ک‌ خیلی دوست داری بری خارج از کشور..
! اره ولی من فقط ۸ سالمه دوست دارم بزرگ تر بشم...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

My Boy❄

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو سانزو پارت ۲

سناریو سو پارت اخر

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط