عزیزِ خوبِ جانم!

عزیزِ خوبِ جانم!
دلیلِ حالِ خوب من؛
حالا که انقدر خوبی،
حالا که حالمان انقدر ناب به هم گره خورده،
حالا که لبخندَت تیتر شیرینِ هر صبح من شده،
حالا که آرام و قرارِ منی،
حالا که دلچسب ترین اتفاقِ دنیای منی؛
دورِ سرت صدقه میچرخانم،
روزی صد بار حتی،
صدقه میچرخانم دورِ تمام
خوب بودن هایَت؛
دورِ تمام لبخند های از ته دلت،
عزیزِ دلِ خوبِ من،
"خدا را صد هزار بار شکر که
که اینهمه خوشرنگ میخندی"
دورِ آدم هایی مثل تو باید هر روز
بار ها و بار ها صدقه چرخاند؛
شاید این حوالی کسی
چشمِ دیدنمان را کنار هم نداشت،
شاید این گوشه و کنار که
دست هایت را با تمام وجود میگیرم،
کسی چشمِ دیدن آرامشمان را نداشت؛
من اما از صمیم قلب دورت
صدقه میچرخانم،
"تا کور شود هر آنکه نتوانَد دید"
که این همه خوبی!
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

پارت یازدهمویو نیمه شبآسا توی اتاقش بعد از ساعت ها فکر کردن ...

امروز تولد کوکی مون تولدش مبارک 🥳🥳🥳🥳🥳🥳تولدت مبارک جونگکوکی🥹...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

{ باند ویلن } بلاخره پیداش کرد! دستاش از خوشحالی میلرزید. ول...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_38فصل شانزدهم |...

پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط