#سناریو

#سناریو
#درخواستی

#BTS

وقتی با یه لباس باز داریم میریم پارتی اونم تنهایی


نامجون: نه مثل اینکه این چند روز خیلی بهت اسون گذشته (عصبی)


جین: نه چه جرعتی داری تو افرین
(بعد دستتو میکشه تو اتاق مجبورت میکنه یه لباس پوشیده بپوشی خودشم باهات میاد)


شوگا: اوه بی.ب برسونمت تنهایی کجا میری اونم با این وضع(کمی.داد)




جیهوپ: کجا؟(عصبی)
+ااا دارم میرم..... چجوری بگم دارم میرم پارتی..... توام بیا(استرس)
_ولی اول باید اون لباستو درس کنی



جیمین: ببین بهت گفته بودم اون لباسو فقط پیش خودم بپوش... نگفته بودم؟
+چرا گفته بودی
_در ضمن ازم اجازه هم نگرفتی که میخوای بری بیرون با این لباس
کجا میخواستی بری؟
+پا... پارتی
_اوه اوه پارتی اونم تنهایی نصف شبی؟ نخیر به خاطر این کارت هیجا نمیری خودم فردا میبرمت بیرون



تهیونگ: باهم رفتین اونجا کتشو انداخته بود تا بدن. تو بپوشونه و دستتم محکم گرفته بود



جونگ کوک: رفت یه لباس پوشیده اورد و لباستم تو تنت پاره کرد و گفت هر موقع اینو پوشیدی بعد باهم میریم
دیدگاه ها (۸)

بچه ها امروز تصادفا دیدم همون هم شهریام که دوست میدونستمشون ...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

اجبار به بدبختی پارت ۲۹

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 5)

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

پارت ۹

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط