دلم تنگ است

دلم تنگ است
برای خانه ی پدري
برای گلدانهای شمعدانی کنار حوض
برای بوی زعفران شله زرد های نذری
برای خواب روی پشت بام، یک شب پر ستاره
برای پریدن از روی جوب،ایستادن در صف نانوایی
برای خوردن یک استکان کمر باریک چای و قند پهلويش
برای پنیر و گردويش
برای بوی نمناک خاک کوچه پس کوچه
هیاهوی بچه ها پشت دیوار هر خونه
خانه ی پدری یک بهانه بود
دلم برای کودکی هايم
برای نیمه ی گمشده ام
دلم برای خودم تنگ شده.....
دیدگاه ها (۴)

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_2فصل...

چند پارتی بازی ممنوع

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_8 فصل چهارم | ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط