{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه بنده خدایی مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ ر

یه روز یه بنده خدایی مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکنه به بقیه مرغا میگه که اگه کسی تا فردا سه تا تخم نذاره این بلا سرش میاد. فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن اما یکی دوتا گذاشته میگه میخوای سرتو ببرم؟ میگه آقا به خدا من خروسم!!!
دیدگاه ها (۶)

سناریو دازای

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

با هم بخندیم .....

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

دید پنهان ,انفجار اشکار

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط