دنبال سکه می گردم

دنبال سکه می گردم
می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم
به روزهای خوب
به دل های بزرگ
به #پدر پیرم
به #جوانی مادرم
به #کودکی که کوچه ها را خاطره کرد
می خواهم زنگ بزنم
به #دوچرخه ی خسته ام
به مسیر #مدرسه ام
که خنده های مرا فراموش کرده
به #نیمکت های پر از یادگاری مهر
به سفره ی وصله خورده ی خالی از نان
به زمستانی که با زمین قهر نبود
به #چراغ_نفتی رنگ و رو رفته ای
که همه ی ما را
با عشق دور هم جمع می کرد
می دانم آن خاطره ها از آن محل
کوچ کرده اند
می دانم هیچ سکه ای
در هیچ گوشی تلفنی
دیگر مرا به آن روزها وصل کرد...
دیدگاه ها (۲۲)

💙میخواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهای گذشتهبه دل های بزر...

«در ازدحامِ این‌همه اندوهِ بی‌تعبیر، قلبم به ماتمکده‌ای می‌م...

امروز که تولدم را تبریک گفتید، عشق در وجودم حک شد. شما دوستا...

فراتر از خویش

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط