زندگی برایم قابل تحمل نیست...

زندگی برایم قابل تحمل نیست...

تیغ هست..رگ هست...من هستم

اما

وان نیست...میفهمیییییییییی؟؟ وان ندارییییمممممم....

یه دونه از این لگن قرمزا داریم...توش جا نمیشم...

پس همچنان به این زندگی نکبت ادامه میدم
_________
‏ماشین ظرفشویی داشت ظرفا رو میشست رفتم از پشت بغلش کنم برق گرفتم
میگفتین "حس خوبیه ظرف بشوره از پشت بغلش کنی"

دیگه به حرفاتون اعتباری نیست.
__________
دختره عکس کاکتوس گذاشته میگه حال گلم بده نگرانم،

اونوقت من یه سری تصادف کردم از بصل النخاع نصف شدم،بابام اومد گفت چیزی نیس ۲تا استامینوفن بخوری خوب میشی
_____________
خوبی این اپ faceapp اینه که

زن خواستم بگیرم عکسشو میدم ببینم پیر بشه چه شکلی میشه اگه دیدم واقعا نمی تونم بسازم قضیه کنسله
_________
‏دوس دخترم عکس یه دختره رو تو گوشیم دید

گفت این کیه؟

گفتم با فیس اپ عکس دوستم ‌و درست کردم

خدا رو شکر باور کرد

مرسی از تکنولوژی که هست.
__________
بعضیا هم جوری از ماشین به ما پیاده ها نگا میکنن که ادم میخواد بگه بیشعور شاید من یه میلیادرم که دوس دارم قدم بزنم ...
البته تیپ لو میده
_______
یه بار هم عموم داشت نفسای آخرش میکشید میخواستیم رو به قبله‌اش کنیم نمیدونستیم کدوم طرفه، اینقدر چرخوندیمش که بلند شد با کمربند افتاد دنبال ما
دیدگاه ها (۲۹۰)

{عشق فراموش شده}[P 10](ویو یوری) کت خود بی معرفتش بود. فکر م...

پارت یک

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط