rainy destiny

p=3

صدای کفش پاشنه بلندش روی سنگ های سرامیکی بیمارستان میپیچید همه بهش خیره شده بودن و پچ پچ میکردن
این همون دختر رئیسه که میگن؟
واقعا خوشگله.
ببین چقدر خوش اندام و قد بلنده
وای ببین لباساشو چقدر قشنگن
پوزخندی روی لب هاش اومد از دیده شدن ستایش شدن از تعریف و تمجید لذت میبرد انگار که لذت بخش ترین چیزی بود که تجربه میکرد بدون در زدن وارد اتاق شد و گفت: بابا...
همه به سمتش خیره شدن مرد مسنی با ظاهری مهربون بلند شد و گفت: دخترم کی رسیدی؟ بهتر بود در میزدی
نیم نگاهی به مرد روبروش انداخت و گفت: چه لزومی داره که تو بیمارستان خودمون در بزنم؟ اینجا بیمارستان توعه بابا و بعد ها برای من پس لزومی برای انجام دادن کارایی مثل در زدن نمیبینم!
...................................
داخل رستوران روبروی دختر بزرگ تر نشسته بود و با غذاش بازی میکرد انگار اشتهایی براش نمونده بود
دست از غذا خوردن کشید و به دختر مقابلش نگاهی انداخت و گفت: چی شده میجی؟ چرا اینقدر فکرت درگیره؟
سعی کرد نگاهشو روی دختر بزرگ تر متمرکز کنه و گفت: نمیدونم فقط این اواخر احساس میکنم همه چیز باهم قاطی شده .....میدونی... انگار.. انگار چطوری بگم؟
انگار کنترل همه چیز از دست من خارج شده داداشم تا دیر وقت بیمارستانه و اکثر شبا بخاطر شیفت اصلا نمیتونه بیاد خونه خودمم تا دیر وقت باید روی کارام تمرکز کنم از طرف دیگه کارای خونه و زمان زود میگذره انگار زمان کافی برای انجام همه ی کارا ندارم و با وجود همه اینا وقتی تو یه جمع فامیلی هستیم فکر میکنن کار من اصلا مهم نیست, اصلا سخت نیست فقط فکر میکنن داداشم سخت تلاش میکنه میدونی چی میگم؟ سعی میکنم به روی خودم نیارم اما اگه بگم ناراحت نمیشم دروغ گفتم
با دقت به حرفای دختر کوچیک تر گوش داد بهتر از هرکسی میدونست چقدر تلاش میکنه و سخت کار میکنه نگاهی بهش انداخت و گفت: ببین میجی.... تو نباید اهمیت بدی داداشتت همیشه بهت افتخار میکنه منم همینطور اینکه چند تا آدم نفهم سعی میکنن تو رو پیایین بکشن اصلا مهم نیست! میدونی چی میگم؟ تو هر بار که اونا سعی میکنن نا امیدت کنن قویی تر میشی , موفق تر میشی از طرف دیگه تو تنها دختری هستی که همه این کارا رو به تنهایی به دوش کشیدی و سعی کردی راست سر پا وایسی خبرنگاری شغل راحتی نیست سخته استرس داره میدونم چون بار ها تلاش تو رو دیدم
................................
به مانیتور خیره شد و گفت: فشار خون نرماله ضربان قلب 110 یکم بالاس اما مشکلی ایجاد نمیکنه
مرد بزرگ تر چشماشو بست و نفس عمیقی کشید و گفت: خب عمل جراحی قلب باز رو شروع میکنیم!

خیره به مرد موفقی که اسمش سر زبون همه بود از بالا به جراحی نگاه میکرد کیم سوکجین متخصص جراح قلب و عروق بدون خطا و اشتباه تمیز ترین و با دقت ترین جراحی در زمینه قلبی متعلق به این مرد بود

کاتتر! پسر کوچیک تر با دقت کنار مرد بزرگتر ایستاده بود تقریبا قبل از اینکه مرد بخواد چیزی بگه همه چیز حاضر بود با وجود اینکه اولین سال رزیدنتیش بود هوش و تلاش بالایی داشت وقتی جراحی شروع میشد انگار دنیا ی اطرافش متوقف میشد و فقط اونو بیمار مقابل باقی میموندن همیشه بارها اتفاقات احتمالی رو مرور میکرد و برعکس اکثرا دکترا کنترل بحران قوی ای داشت موقع جراحی هیچ وقت دستپاچه نمیشد و خوب میتونست همه چیز رو مدیریت کنه
..........................
دستاشو داخل جیب روپوش سفیدش فرو برده بود و لبخند میزد و داخل بیمارستان راه میرفت که...... برای لحظه ای از حرکت ایستاد و به دختر زیبایی که مقابلش با پرستارا میخندید خیره شد موهای مشکی پوست سفید قد بلند لبخندش محو شد انگار همه چیز رو فراموش کرد تمام ذهنش روی دختر زیبایی که مقابلش بود تمرکز کرده بود انگار داشت فرشته میدید خودشم نفهمید چطور میتونست صدای کوبیدن قلبش رو بشنوه با برخورد چیزی به شونش از فکر بیرون اومد و با دیدن چهره متعجب جین به خودش اومد گفت: آاا... هیونگ کی اومدی؟
نیم نگاهی به پسر کوچیک تر انداخت و گفت: من که مدتی میشه اما میخوام بدونم تو کی تونستی برگردی؟ برای اولین بار با دستپاچه گی گفت: منظورت چیه؟ تکخندی به پسر کوچیک تر زد و گفت: جونگ کوک نگو عاشق دختر رئیس شدی؟
............
دیدگاه ها (۰)

{محکوم به لمس } part ۱۲ 杂交种در میان آن اتاق تجملاتی قدم برمی...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 5مینجه کنار رفت و اجازه داد جین و همک...

My lovely neighbor part : ۶۹

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۶ ویو راوی تهیون...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁵⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻.برای چند ثانیه انگ...

فعلا نیک نیم نداره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط