#اخوان_ثالث
#اخوان_ثالث
گرگ هاری شدهام
هرزه پوی و دله دو.
شب درین دشت زمستان زدهی بیهمه چیز
میدوم، برده ز هر باد گرو
چشمهایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند
همه بیرحمی و فرمان فرار…
گرگ هاری شدهام! خون مرا، ظلمت زهر
کرده چون شعلهی چشم تو سیاه
تو چه آسوده و بیباک خرامی به برم
آه...، میترسم، آه... آه، میترسم از آن لحظهی پر لذت و شوق
که تو خود را نگری
مانده نومید ز هر گونه دفاع
زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی
پوپکم! آهوکم!
چه نشستی غافل؟
کز گزندم نرهی، گرچه پرستار منی!
پس ازین درهی ژرف
جای خمیازهی جادو شدهی غار سیاه
پشت آن قلهی پوشیده ز برف
نیست چیزی، خبری
ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود
جز فریب دگری.
من ازین غفلت معصوم تو،ای شعلهی پاک
بیشتر سوزم و دندان به جگر میفشرم
منشین با من!، با من منشین!
تو چه دانی که چه افسونگر و بیپا و سرم؟؟؟ تو چه دانی که پس هر نگه سادهی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست؟
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بیتو دگر
از جهان دورم و بیخویشتنم
پوپکم! آهوکم!
تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم!
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بیتو؟ چون مردهی چشم سیهت
منشین اما با من، منشین!
تکیه بر من مکن!،ای پردهی طناز حریر!
که شراری شدهام
پوپکم! آهوکم!
گرگ هاری شدهام
کد ۶۴
---
برای مشاهده و خرید این لیوانها، وارد سایت میمتیم شده و عدد ۶۴ را در نوار جستوجوی سایت وارد کنید:
www.mimteam.com
قیمت بیست هزار تومان
تخفیفهای روزانه در کانال تلگرام ما:
@mimteam_channel
گرگ هاری شدهام
هرزه پوی و دله دو.
شب درین دشت زمستان زدهی بیهمه چیز
میدوم، برده ز هر باد گرو
چشمهایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند
همه بیرحمی و فرمان فرار…
گرگ هاری شدهام! خون مرا، ظلمت زهر
کرده چون شعلهی چشم تو سیاه
تو چه آسوده و بیباک خرامی به برم
آه...، میترسم، آه... آه، میترسم از آن لحظهی پر لذت و شوق
که تو خود را نگری
مانده نومید ز هر گونه دفاع
زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی
پوپکم! آهوکم!
چه نشستی غافل؟
کز گزندم نرهی، گرچه پرستار منی!
پس ازین درهی ژرف
جای خمیازهی جادو شدهی غار سیاه
پشت آن قلهی پوشیده ز برف
نیست چیزی، خبری
ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود
جز فریب دگری.
من ازین غفلت معصوم تو،ای شعلهی پاک
بیشتر سوزم و دندان به جگر میفشرم
منشین با من!، با من منشین!
تو چه دانی که چه افسونگر و بیپا و سرم؟؟؟ تو چه دانی که پس هر نگه سادهی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست؟
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بیتو دگر
از جهان دورم و بیخویشتنم
پوپکم! آهوکم!
تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم!
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بیتو؟ چون مردهی چشم سیهت
منشین اما با من، منشین!
تکیه بر من مکن!،ای پردهی طناز حریر!
که شراری شدهام
پوپکم! آهوکم!
گرگ هاری شدهام
کد ۶۴
---
برای مشاهده و خرید این لیوانها، وارد سایت میمتیم شده و عدد ۶۴ را در نوار جستوجوی سایت وارد کنید:
www.mimteam.com
قیمت بیست هزار تومان
تخفیفهای روزانه در کانال تلگرام ما:
@mimteam_channel
- ۱.۰k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط