به وقت دلتنگی...👌❤🍀

آدمها #روح خانه ها و
#خاطرات ما هستند...
وقتی که به #دیوار ها و #حیاط خانه خیره می شوم
خیلی ها نیستند...!!!
خانه همان #خانه است
#آسمان همان آسمان اما..
انگار دیگر روحی ندارد
به هر طرف نگاه میکنم #درد و اندوه در کمین است...
خنده هایی که رفتند
صدا و حضور #پدر که دیگر نیست
و #من در میان هجوم این همه خاطرات
فقط #خیره می شوم
شاید #ساعت ها و #ساعت ها...

دلم خیلی تنگه برات باباجونم😔😔♥
📷📸

#عشقولوژی
دیدگاه ها (۱۴)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_8 فصل چهارم | ص...

LESSON

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۳**ویو آت**بعد از قطع شدن تماس آل...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط