شازده کوچولو پرسید : تو که هستی ؟ چه خوشگلی ! روباه گفت :

شازده کوچولو پرسید : تو که هستی ؟ چه خوشگلی ! روباه گفت : من روباه هستم .

شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن .

من آنقدر غصه به دل دارم که نگو .

روباه گفت من نمی توانم با تو بازی کنم . مرا اهلی نکرده اند .

شازده کوچولو آهی کشید و گفت : ببخش ! اما پس از کمی تامل باز گفت : اهلی کردن یعنی چه ؟

روباه گفت : اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است اهلی کردن یعنی علاقه ایجاد کردن .
روباه گفت : تو هنوز برای من پسربچه ای بیش نیستی مثل صدها هزار پسربچه دیگر و من نیازی به تو ندارم .

تو هم نیازی به من نداری . من برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر .

ولی تو اگر مرا اهلی کنی هردو به هم نیازمند خواهیم شد .

تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود .
★★★★★★★★★★

کاش منم یه روباه داشتم یه روباه مثل روباه شازده کوچولو درسته روباه بود ولی وفادار بود
دیدگاه ها (۳)

سناریو دازای

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

1- حاج آقا ببخشیدا ولی شما ریدین با اون #فیلم بین بودنتون !!...

You are mine...¹[ویو نیلا]با عجله کفش هامو پوشیدم و از مامان...

پارت ۵

زیبای کوچک فریبکار

p1

تکپارتی تهیونگ

part 69جونگکوک و آلینا باهم دیگه رفتن آشپزخونه و اعضا که حو...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط