{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ⚜۲۷ فوریه ۲۰۲۲؛

‍ ⚜۲۷ فوریه ۲۰۲۲؛
دومین پست ویبوی لیو ملی:

" بعضی حرفا هستن که خیلی وقته تو دلم نگه داشتم. همچنین وقتشه که رابطه ام رو کاملا با دو میجو قطع کنم."

متن کامل پست👇🏻

"میدونم که خیلیا فکر میکنن فقط به خاطر اینکه (میجو) منو بلاک کرده بر عليه‌ش شدم. حقیقت داره! اگر جای من بودید تحت چه شرایطی همچین تصمیمی میگرفتین؟ من مجبور شدم و هیچ کار دیگه‌ای جز قطع کردن رابطه‌ام با اون (میجو) از دستم برنمیاد! اون هیچوقت من رو آدم حساب نکرد. بدون من و 'لی اِن' هیچکس مایل نبود بهش کمک کنه. اون همیشه میگفت یه عمو/دایی داره که توی صنعت سرگرمی کار میکنه و قراره بهش کمک کنه، ولی ما هیچوقت این عمو/دایی رو ندیدیم. البته که من و 'لی اِن' از ته دل میخواستیم بهش کمک کنیم و تمام تلاشمون رو برای کمک بهش انجام دادیم، اما در نهایت هر دومون تصمیم یکسانی گرفتیم، تصمیم گرفتیم که دیگه باهاش همکاری نکنیم، چون اون آروم آروم رنگ واقعی (شخصیت واقعی) خودش رو نمایان کرد. هرچیزی که به ما گفت تقریبا به کل دروغ بود.
بذارید ازتون یه سوال بپرسم، اگر دوست شما هم همچین رفتاری باهاتون داشت، چیکار میکردین؟

حتی افسردگی‌ای که ادعا میکرد به هدف فریب دادن مردم بود تا حس همدردی اونا رو جلب کنه، تا بتونه آنتی های بیشتری بر علیه 'وو' جمع کنه. حتی 'لی اِن' هم داشت ساده لوحانه باور میکرد میجو داره الکتروتراپی (برق درمانی) میشه، اما در واقع جراحی زیبایی داشته! برای توی چشم بودن و جاه طلبی های خودش، در حالی که داشت همه رو فریب میداد، کل چهره‌اش رو هم تغییر میداد! و من، هر روز مثل یک عروسک خیمه شب بازی زندگی میکردم... میدونم که کار منم اشتباه بود، متاسفم‌."
دیدگاه ها (۰)

📜 خلاصه داستان : آئویی دختری ـه که در سال آخر دبیرستان ـه و ...

اون خیلی تنها بود...شاید خانوادش بودن ، شاید دوستاش بودن ، ش...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

INFP💚💜ENTJسازگاری:حدود ۶۵٪ تا ۷۵٪دلیل سازگاری👇۱. کششِ قطب‌ها...

مربی موتور سوار

★彡   Part 60 彡★ "میدونستم دیر یا زود اینو باید بهت بگم. ببین...

دایی محمود آدم جالبی بود . هفتاد و چند سالِ پیش از دهات می‌آ...

I fell for my doctor-part 2

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط