آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند

آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند
کودکی لبخند در دامان مادر میزند
آن که جودش خیره سازد چشم هر فرزانه را
و آن که با علمش به جان خصم آذر میزند
دیدگاه ها (۱)

وطن یعنی فراتر از مرزها، فراتر از نام‌ها و نقشه‌ها... وطن یع...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

......پارت نوزدهم......

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ «یعنی...

معامله

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

رمان تاجی از سوءتفاهم

پرنسس ناخواسته

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط