بدون تو p7

بازرس:اووو اتاق ا.ت رو یادم رف چک کنممم
سانا:چ چی چیییی عم گفتیم که خوابه نمیتونین برین
یوری:بله بله ممکنه از خواب بپره چون حالش خوب نیس
جو وون: شما که همیشه همه جارو چک میکنین حالا یدفعه اتاقش نه
یونا:تروخدا نرین اون تو حالش خوب نیست
بازرس:اهههههه خفه شید دیگه جی وای پی گفته همهههه جارو چون همتونننن مشکوکین حالام برین کنار
.....................
ویو اتاق ا.ت:
ا.ت:*آروم* وای هیونننن بدبخ شدیم الان بیچارمون میکنن
هیون:نترس عزیزم تا من هستم نمیزارم دستشون بهت بخوره همونجوری که اومدم تو میرم بیرون از پنجره منتظر میمونم تا بره
ا.ت:چیییی ممکنه آسیب ببینییی
هیون:مهم نیست*بوسیدن ا.ت* میبینمت*لبخند
ا.ت:مواظب باش
هیون:*پرید پایین*
بازرس:*از در اومد تو*
ا.ت:عه سلام آقای کیم
بازرس: چرا در پنجره بازه؟
ا.ت:گرمم بود
بازرس:خب کولر داری مثلا باهوووش
ا.ت:حالا دیگه
بازرس:*رف از پنجره پایینو نگاه کرد* خیلییییی خب من که میدونم یه ریگی به کفشتونه ولی فعلا میرم
استارگرلز:*لبخند*
......................
ویو خوابگاه اسکیز:
لینو: امیدوارم بازرسه نبینتشون
هان: وای آره بدبخ میشن
چان:من اگه اون هیونجینو گیر بیارم...
جونگین:ول کن هیونگ توروخدا
فلیکس:قبل از تو جی وای پی گیرشون میاره نترس خیلی نمیتونن با این وضع جلو برن
*زنگ در خورد*
هان:هیونه؟؟
سونگمین:بزار برم ببینم*درو باز کرد* عه عی وای سلام آقای کانگ خوبین؟؟ چیزی شده؟
بازرس: نه اومدم بازرسی رو انجام بدم
چانگبین:آخه الانننن؟
بازرس:مشکلی هست؟؟ راستی شماها مگه 8 تا نبودین؟؟ یکیتون نیس چرا
فلیکس:ها آره آره ما 8تاییم ولی ولی هیونجین رفته خرید
بازرس:عه واقعا؟؟ پس منتظرش میمونم تا بیاد
جونگین:پس من میرم بهش زنگ بزنم
بازرس:نه نه بشین همینجا تا خودش بیاد
فلیکس:اما آخه تازه رفته
بازرس:مهم نیست تا اون نیاد من همینجا میمونم (تو گوشیش به اون یکی بازرس پیام داد هیونجین اینجا نیست خوب اونجارو نگاه کن)
بازرس:اومممم راستی دوستم هیونجینتونو توی خوابگاه استارگرلز پیدا کرده
استری کیدز:*تعجب*
هان:اممم ببینید باور کنین اونجوری که فک میکنین نیست
چان:بله بله اون فقط واسه یه کاری رف اونجا
بازرس:عه پس هیونجین نرفته خرید تو خوابگاه اونا بوده؟*خنده* جالبه
سونگمین: چ چ چییی
بازرس:خیلی خنگین خیلی خب فک کنم ما فردا با اون دو نفر کار داریم بهشون بگین راس ساعت 2 کمپانی باشن وگرنه با خبرنگار و پلیس میایم دم خوابگاهاشون *جدی* حالام میرم
ویو 1 ساعت بعد:
*در باز شد*
هیون:چخبر بروبچ؟ چیشده
سونگمین:همگی واسه روح هیونجین و ا.ت آرزوی آرامش کنین و برای خودشون فاتحه بخونین
چانگبین:هعی
هیون: این مسخره بازیا چیه چخبره
چان:*عصبانی* بازرس اومد و فهمید تو اونجایی گف فردا هردوتون راس ساعت 2 اونجا باشین وگرنه با پلیس و خبرنگار میان
هیون:شوخیشون گرفته؟*داد
هان:نه
ادامه داره...
دیدگاه ها (۰)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۱ یک هفته از ماجرای دانش‌آموز جدید گذ...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادنبنگچان:...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

وقتی...( درخواستی)

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

وای دقیقا همینه هندزفری میزارم تو گوشم بعد درس میخونم😂😂و فرد...

intertwined fate of two enemies-part 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط