تکپارتی از انهاپین
تکپارتی از انهاپین
(این تکپارتی طنزه و قصد توهین به هیچکس ندارم)
هانا(خودم):الو نیکی
نیکی: سلام هانا
هانا: سلام خوبی میگم میدونی سوا کجاست
نیکی:(در حال گریه کردن)
هانا: عه چیشده
نیکی: عررررررررررر بهم خیانت کرد
هانا: عه چرا با کی
نیکی: با بنگچان اول گفت شوهر بعد گفت داداش ولی اگه من اونجا نبودم کامل میگفت شوهر
هانا: هی منم از دستش اسیر شدم
نیکی: تو چرا
هانا: ان نمیشه جواب پیامامو بده
نیکی: نقشه قتل میخوای بریزی؟
هانا: نچ من قتل خواهرمو انجام نمیدم
نیکی: اها ، راستی سونو میگفت هانای من کجاست ازش خبری ندارم
مخمو خورد
هانا: وا نیکی بچمو ولش کن
نیکی: بیا بچتو ببر پیش خودت
هانا: بگو بیاد
نیکی: سونوووووووو
سونو: ها
نیکی: هانا میگه بیا پیش-
وا سونو کجایی
سونو:(در حال دویدن)
سونو:(رسید)
سونو: هوف ، سلام عشقم
هانا: سلام دورت بگردم
سونو: عه سلام خواهر زن
سوا(دوستم): سلامو کوفت
سوا: نیکی نیومد چر-
نیکی:(در حال نفس زدن)هوف سلام عشقم
سوا: سلام(با ذوق دوید بغلش و اره داشتن از هم لب میگرفتن)
سونو و هانا: خاک تو سرتون
هانا: بیاید برید تو اتاق از این کارای خاک بر سری کنید
_-__-__-__-_
و اره
فرداش نیکی با سوا و هانا با سونو ازدواج کرد
و این شد داستان شنگول منگول های انهاپین
#سونو
#نیکی_انهایپن
(این تکپارتی طنزه و قصد توهین به هیچکس ندارم)
هانا(خودم):الو نیکی
نیکی: سلام هانا
هانا: سلام خوبی میگم میدونی سوا کجاست
نیکی:(در حال گریه کردن)
هانا: عه چیشده
نیکی: عررررررررررر بهم خیانت کرد
هانا: عه چرا با کی
نیکی: با بنگچان اول گفت شوهر بعد گفت داداش ولی اگه من اونجا نبودم کامل میگفت شوهر
هانا: هی منم از دستش اسیر شدم
نیکی: تو چرا
هانا: ان نمیشه جواب پیامامو بده
نیکی: نقشه قتل میخوای بریزی؟
هانا: نچ من قتل خواهرمو انجام نمیدم
نیکی: اها ، راستی سونو میگفت هانای من کجاست ازش خبری ندارم
مخمو خورد
هانا: وا نیکی بچمو ولش کن
نیکی: بیا بچتو ببر پیش خودت
هانا: بگو بیاد
نیکی: سونوووووووو
سونو: ها
نیکی: هانا میگه بیا پیش-
وا سونو کجایی
سونو:(در حال دویدن)
سونو:(رسید)
سونو: هوف ، سلام عشقم
هانا: سلام دورت بگردم
سونو: عه سلام خواهر زن
سوا(دوستم): سلامو کوفت
سوا: نیکی نیومد چر-
نیکی:(در حال نفس زدن)هوف سلام عشقم
سوا: سلام(با ذوق دوید بغلش و اره داشتن از هم لب میگرفتن)
سونو و هانا: خاک تو سرتون
هانا: بیاید برید تو اتاق از این کارای خاک بر سری کنید
_-__-__-__-_
و اره
فرداش نیکی با سوا و هانا با سونو ازدواج کرد
و این شد داستان شنگول منگول های انهاپین
#سونو
#نیکی_انهایپن
- ۱۰۹
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط