https://wisgoon.com/kimjeong.2938

https://wisgoon.com/kimjeong.2938


"از شدت درد حتی نمیتونی جیغ بکشی!
بدونه اینکه اعتنایی به حالت کنه..
ضربه های عمیقشو داخلت شروع میکنه!
کمرشو با دستای ظریفت چنگ میزنی..
ناله هات عمارتو پر کرده بودن...
ولی ناله هات باعث میشد با شدت بیشتری داخلت ضربه بزنه!
صدای حرکت دادنه دیکش داخلت با ناله هات قاطی شده بود!
اسمشو پشت سرهم میبری و آه های عمیق میکشی..
_ا..آروم تر...ل...لطفا ددی....
روناتو محکم توی دستش فشار میده..!
اما سرعتشو بیشتر میکنه!
ضربه هاش به قسمت حساست برخورد میکرد!
دیگه معلوم نبود هق میزنی یا ناله میکنی..ذهنت پوچ شده و چیزی جز لذت حس نمیکردی..
ناله های مردونه ی اون هم به ناله هات اضافه شده بود!
و توی عمارت اکو میشد..
با التماس ب لباش نگا میکنی..
_دد...ددی....منو ببوس....
همزمان که داخل سوراخ تنگت ضربه میزنه لباشو به لبات میرسونه!
لباشو با ولع مک میزنی و صدای اون بوسه فرانسوی ب ناله هاتون اضافه میشه...
دستاتو با تموم قدرت دور گردنش حلقه میکنی!
ناله هاتون دست خودتون نبود و توی بوستون خفه میشد!
*هر لحظه به اوج نزدیک تر میشدید..
نمیخواست ناله کنه و اونارو با گاز گرفتن لبات عقب میروند...
محکمتر از قبل داخلت میکوبید و این نشون میداد نزدیک کام رسیده..
با ضربه ی محکمی ارضا و همزمان جیغ بلندی کشیدی.!
همزمان باهات ارضا میشه و همه ی اون مایع سفیدو داخلت میریزه.!
و گوشتو محکم گاز میگیره، که از درد ناله بلندی میکنی.
_خوش گذشت بیبی گرل؟..
سرتو به معنی آره بالا پایین میکنی..
صداش عصبی میشه!
_نشنیدم!!
لبای کبودت به حرکت در میان...
_ع..عالی بود...د..دی!
ازت بیرون میکشه ک توی بغلش میفتی..
از درد نمیتونستی و اون اینو خوب میدونست، زبونشو روی کبودی های گردنت که رد دندوناش رو نشون میداد کشید.. پلکاتو از درد روی هم فشار میدی ولی چیزی نمیگی..
می دونستی که اگه یکم دیگه از خونت بمکه از حال میری! ولی تو میدونستی که به خونت نیاز داره، مخصوصا بعد از سکس!
دستتو توی موهاش فرو میبری و ب قفسه سینت فشار میدی..
_بنوش...د..ددی..
اخمی میکنه و با صدای بمش میگه:
_نیازی ب اجازت نداشتم!..
خونه باقی مونده ی روی پوستت بدجور خودنمایی میکنه! زبونشو روش میکشه و دندونای نیشش بازم توی پوستت فرو میره!
_اهههه....
دستت روی کمر برهنش بالا پایین میره..
این دردو با کمال میل میپذیریدی!
چون که تو عاشق این ددیه خشنه
دوست‌دارم‌بیبی‌گرلم!
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی از ران هایتانی🥴😈این رو هم بگم هنتای داره..پس اگه جن...

The last part_آه.. دختر ناناز بابا کیه؟ +مننننن(ذوق) _نفس کو...

برده عمارت جئون

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

پارت ۸

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

۳ پارتی

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط